تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3201

مساهمون:

ص٣٢٠١

چاى روسى چاپ سياه - اخبار تهران

غلامباشى ما توى اين رخت‌خوابها نمىخوابد . از مبل اطاق كه مطابق سليقهء او نيست شكايت دارد . چاى روسى چاپ سياه توقع مىكند . ليمونات غازان مىخواهد . مىگفت فرمانفرما از وزارت داخله استعفا داد كابينه هم متزلزل بود . يك نفر مجاهد ديگر نيست . كسى اسم مجاهد نمىآورد . سپهدار معزول و منكوب است . از ترس شبى پنج جا عوض مىكند تا ساعتى خواب كند . علنا مردم بد مىگويند و فحش مىدهند . اسم مستبد و مشروطه در طهران برده نمىشود . تمام انقلاب و اعتدال است . مردم از اين اوضاع منزجر و پشيمانند . ارمنيها در فقرهء پارك اتابيك با يپرم بد شده‌اند كه ميان ما و مسلمانان را برهم زدى ، او هم استعفا مىكند و مىخواهد برود . يكى دو نفر از وزراء مانع هستند و گويا رشيد السلطان و امير مكرم به هم پيوسته باشند . من جهت عصيان امير مكرم را پرسيدم گفت توقيفش كرده بودند ، پول زياد مىخواستند . مثل روح الله شما فرار كرد . پاى ستار خان سردار ملى را بريدند قادر حركت نيست .

نايب حسين كاشى

ملا حسنعلى وركى مشهد مقدس مشرف شده بود مىگفت نايب حسين در جندق با جمعيت زياد بود . چند نفر كاشى با من هم‌سفر بودند مىگفتند روى ما كاشيها را نايب حسين سفيد كرد ، از بس ما را ايرانيها جبون و بىعرضه تصور كرده بودند . مىگفت شهرهاى بين راه و خود مشهد حاكم نداشت . مردم از اين اغتشاش و « چاپ چاپ » ستوه آمده‌اند . از بابت ماليات نمك خيلى ناله داشتند . يكشنبه 27 - بعد از تب پريروز بيست و چهار ساعت ديگر دچار تب بودم ، يعنى تا وقتى كه عرق كامل آمد . خيلى لاغر و ضعيف شده قدرى هليله به دست آمد به جاى مسهل خوردم . دوا از شهر خواسته‌ام نيامده ، كپسول هم ندارم . گنه گنه را در آب بايد بخورم . ميرزا يحيى هم رفته پرستار هم ندارم . از همه جهت تلخ مىگذرد . آدم الموت باشد در ماه رمضان ناخوش هم بشود ، به‌به خوشى از اين بهتر ممكن است ؟

عيد رمضان

يا رؤيت هلال يا سى تمام . شب چهارشنبه ماه رؤيت نشد . لهذا عموم الموت روزه گرفته امروز پنجشنبه را عيد نمودند . ما امروز ارباب حقيقى شديم . اگر چشم نزنند سپهدار وزير داخله نشود . جلال باز كلاه سفيد نيم تنهء قرمز نپوشد ! چندين دسته از رعايا