با علماى اغلب دهات آمدند . شش « توغلى » ، ده بيست مرغ ، مقدارى عسل هديه آوردند . عصر صادق كه به شهر رفته بود دوا براى من بياورد آمد كه الحمد لله سه روز است تب نمىكنم . مىگفت خبر عموميت داشت كه سپهدار را خواستهاند دستگير كنند پناه به سفارت روس برده .
تداركات امير اسعد
اما امير اسعد چندى است مىگويند تفنگچى جمع مىكند و تدارك مىبيند . پسر پرويز خان مرحوم براى مادرش نوشته بود با امير به سمت مازندران و از آنجا طهران مىرويم . محمد آقاى سراج محلهاى كه رفته بود براى من قند بياورد مىگفت اسبها را نعلبندى مىكردند و گفتند امير بعد از ظهر حركت مىكند . احتمال كلى مىرود امير مكرم او را خواسته باشد ، زيرا ما بين اين دو معيت است . حالا كه او به مخالفت برخاسته اين را هم تمنا كرده كمك برود .
و با
مطلب مهم تازه كه شنيده بودم ليكن باور نداشتم تا در روزنامه ديدم بروز و با است در سر حدات شمالى ايران . سه سال است در روسيه و با مىشود حتى در پطرزبورق ، امسال به ايران سرايت كرده الان در آستارا ، اردبيل ، سراب ، انزلى و با است . مىگويند تا شش هفت فرسنگى تنكابون هم آمده . اما انشاء الله رو به زمستان است و تمام مىشود .
ما همين يكى را كسر داريم . جمعيت ايران خيلى زياد است اين دو سه سال هم كه الحق خيلى زيادتر شده . صادق ديروز از شهر حركت كرده بود مىگفت عيد گرفتند و شليك توپ كردند . افسوس دير رسيد .
سال برجى
دوشنبه ششم شوال المكرم - 17 درجهء ميزان - دولت جديد ايران محاسبات و مكاتبات را كلية برجى كرده شهور عربى موقوف شده . ديروز عصر آخرين شخص مخالف ما آقا سيد بزرگ به قلعه آمد با چند نفر از ريشسفيدان دهات آن ناحيهء تركان فيشان . ديشب را بود امروز ملا يوسف و جمعى ديگر هم آمدند . روزى نيست ده بيست نفر از آخوند و رعيت اينجا نباشد . در باب ناهار و شام بايد فكرى كرد . امروز عصر رفتند و قرار شد روز پنجشنبه جمعى از ريشسفيدان و كدخدايان بروند اوان و بعد آن مجلس بشود .