ميرزا احمد خان و مشغول تهيهء شرّ و فساد [ است ] . و فقط ملا يوسف پيداست . شايد او هم نرود . وانگهى با اين هنگامهء جديد احمد خان و رسيدن ماه رمضان مشكل كارى صورت بگيرد . آن وقت [ منتظر ] محصول باقى مانده هم تمام . مصدق چه چيز را تصديق مىكند .
پيغام به امير اسعد
آدمى ميانرود خدمت امير اسعد روانه داشتم . پاكتى هم از افراسياب خان رسيده بود در جواب مختصرى اشاره كردم . خواهش نمودم اقلا تفنگهاى خودش را از اينها بگيرد .
فعلا آنها هشت قبضه تفنگ دارند و از جان خودشان هم براى سپهدار گذاشتهاند .
نوكرهاى من همه ناخوش [ اند ] اسمعيل خان هم نوبهء سختى كرد . حيدر قلى خان هم مجددا تب كرد .
شب شد ساعت دو صداى تفنگى از آن سمت رودخانه آمد . انقلابى در قلعه رخ داد .
يكى دو نفر كه سلامت بودند رفتند . بعد صداى داد و بيداد بلند شد . ما يقين كرديم حمله به ما آوردند . قلعه هم حالا مريضخانه است . بعد از نيم ساعت گفتند سبز على پدرسوخته سر فاليز خود براى « شال كره » تير خالى كرده .
در اين بين مهدى وارد شد . معلوم شد كارش را صورت داده و آمده . من خوشحال شدم براى اينكه مىترسيدم بروند اين شيطان را هم با خود مجددا يار كرده ما را هم كه « يراق چين » كردهاند هجوم به سر ما بياورند . دنيا هم كه شلوغ است ، كسى به كسى نيست . من بايد يك فوج سالدات نگاه دارم . با اين ده بيست نفر كار صورت نخواهد گرفت . تا نصف شب مشغول پر كردن فشنگ بوديم . اينها هم هر وقت جائى مىروند نصف فشنگها را بى جا خالى مىكنند . حالا گرفتارى و ابتلاى من بيشتر است يا فرقهء اعتداليون و منازعهء پارك اتابيك كه چند ساعته تمام شد و من نزديك نه ماه است دچارم و تمامى ندارد ، ندارد ، ندارد .
اقتدار السلطنه
شنبه 21 شعبان - موسى از قرار معلوم مجروح است ، يعنى وقتى كه خواستهاند قطار او را با كارد ببرند زخمى شده هنوز هم حبس است . احمد خان هم آتان رفته و از دهات سيورسات مىگيرد . منتظم الملك و افراسياب خان شرحى نوشته بودند جواب لازم نوشته شد . اقتدار السلطنه هم رودبار آمده در كوشك است « بين دو فشار است