تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3185

مساهمون:

ص٣١٨٥
باشند . يك روز دو روز مذاكرات طول كشيد . بعد از شش ساعت به غروب مانده به سردارى يفرم خان و سردابهادر جنگ درگرفت تا سه ساعت و نيم از شب رفته . آخر الامر به ضرب توپ و تفنگ پارك فتح شد . مجاهدين را خلع اسلحه نمودند . عدهء مقتولين پنهان است . بعضى تا سيصد چهارصد نفر مىگويند . كسبه و اهل بازار هم خيلى كشته شد . ظاهر اين نزاع اين بود ، اما باطن آنچه مىگويند قتل آقا سيد عبد الله و غيره را انقلابيون مرتكب شدند . اعتداليون در مسجد جمع [ و با ] سرداران ملى هم‌عهد و هم قسم شدند كه بايد حكم آخوند خراسانى را مجرى و انقلابيون را بر طرف كرد . چون اقدامى از دولت نشد خود مرتكب شده رضايف و ميرزا على محمد خان و غيره را كشتند . انقلابيون وسيله پيدا كرده به اين اسم ترك اسلحه پدر اعتداليون را درآوردند و سر خر خود سوار شدند . بازار يكى دو روز بسته بعد باز شد . سردار منصور ، سردار محيى معز السلطان كه جزو دستهء مغلوب بودند عجالة در سفارت عثمانى با عده‌اى از مجاهدين متحصن هستند . سردار ملى از قلم پا گلوله خورده پسرش كشته شده . باقر خان زخمى ندارد و هر دو در خانهء صمصام السلطنهء بختيارى بودند . آنچه از مجاهدين گرفتار شدند در نظميه حبس‌اند . مجلس هنوز گفتگو و صحبتى نكرده كه اختيار تامه در نزع سلاح بود نه كشتار . ديروز مختصرى در مجلس عنوان شد تا بعد چه شود . رشيد نظام در خوار دويست سيصد سوار جمع كرده دو شكست به قشون دولتى داده يك توپ گرفته ، مأمورين نمك و غيره را بيرون كرده . ضرغام السلطنه در جنگ نبود فرار كرده در كهريزك نشسته مشغول همان حرفها است . اما گرفتارى خودم همه چيز در مقابل پول گرفتن از حضرت و الا آسان است ، چه و چه و چه . » ( پايان نامهء افخم الدوله ) خيلى تفصيل داده ضمنا از من پول خواسته .

دستخط عز الدوله

دستخط حضرت و الا : « نور چشم من - دو انگشت من ورم داشت . دكتر اشبيل آلمانى فرستادم آمد عمل كرد شكافت . خيلى چرك داشت . همان جرم نقرس بود . فايده‌اى نداشت . الان دوازده روز است خيلى زحمت داد . تازه قلم توانسته‌ام بگيرم بنويسم . اما ورم دارد هنوز خوب نشده است . روز غرهء شعبان از بعد از ظهر تا سه چهار ساعتى شب دوشنبه در پارك اتابيك كسانى جمع بودند با پارتى ديگر دعوا و نزاع كردند . آخر بيرونيها شكست دادند . به اندرون پارك رفته جمعى را گرفتند حبس كردند . عدد كشته درست معلوم نيست . از هشتصد و هزار تا سيصد و چهارصد مىگويند . پنهان مىدارند .