تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3181

مساهمون:

ص٣١٨١
ساعتى ، چه روزى من حركت كردم چه گرفتار شدم .
درآمدم متألم به محنت آبادى * كه در زمين و بساطش فرح نكرده عبور عناى من چو جفاى زمانه بىپايان * بلاى من چو خطاى زمانه نامحصور حجاب ديدهء من پردهء صباح و مسا * كمند گردن من رشتهء سنين و شهور نه دام محنتم از شمع اختران روشن * نه بيت عزتم از جور آسمان معمور

ايضا

گوئى مرا كه در غم و تيمار صبر كن * بيهوده صبر در غم تيمار چون كنم نه يار با من است و نه دل دربر من است * بيدل چگونه باشم و بىيار چون كنم

ناخوشى - بىآبى

پنجشنبه دوازدهم - امروز آب به قلعه آمد . اما بند بىاعتبارى شده و خيلى هم كم‌آب مىآيد . به محض رعد و برق و باران ديگر خراب است و من دچار زحمات . اگر پول برسد از سراج محله بايد آب آورد . بيشتر درختهاى جوان خشك شد . نوكرها تماما ناخوش هستند . ميرزا يحيى با اماله از اين اطاق به آن اطاق . اول تن درنمىدادند خصوصا آنها كه ترك هستند اما حالا كار به جائى رسيده در تقديم و تأخير نزاع دارند .

نامهء امير اسعد

جواب امير اسعد به تاريخ نهم روز دهم رسيد ، هى هذا . از اخبارات طهران مرقوم فرموده بوديد قبل از زيارت مرقومهء مباركه كه كتبا و تلگرافا از اوضاع خبر داشتم . آدم بنده هم به طهران رفته هنوز نيامده اگر به سلامتى بيايد اخبارات صحيحه دارد به عرض مىرسانم . آنچه را كه بنده مسبوق شده [ ام ] اين است . از طرف مجلس و دولت حكم به نزع سلاح مجاهدين مىشود . جماعتى رد كردند جماعت كثيرى در تحت رياست سردار ملى و سالار ملى امتناع از رد اسلحه نمودند و در پارك مرحوم امين السلطان توقف داشتند . بالاخره پس از گفتگوى زياد كار به مجادله مىكشد . چون حكم عمومى شده بود در طهران اسلحه هركس دارد بگيرند ، مگر آنها كه طرف اعتماد دولت و ملت هستند در داشتن اسلحه مجازند . لكن تا سه ماه در خانه خود توقيف باشد .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3181 | قهرمان ميرزا عين السلطنه