تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3184

مساهمون:

ص٣١٨٤

شيخ ابراهيم

دوشنبه 16 شعبان - مقارن ظهر موسى با جناب شيخ ابراهيم و اسمعيل آقاى قاطركش وارد شدند . اولا اين شيخ خشكه چالى است . در كارهاى من بقدرى ايستادگى و مردانگى و تعصب به خرج داده كه اندازه ندارد . نهايت صداقت و همراهى را كرد . مرا خجل و شرمسار نموده است . اسمعيل آقا را هم من خواسته بودم براى اين‌كه جوان دلدار بىباكى است ، به درد مىخورد . سركار حكمران قزوين مرقوم داشته بودند احمد خان برحسب تلگراف طهران كه سواد آن فرستاده شد از مأموريت الموت معزول است . در جواب مكتوب خودش مدتى قبل به او نوشته‌ام شما هم اين مراسله و تلگراف را به همه نموده و نگذاريد يك روز ديگر الموت بماند . زبانى هم گفته اگر اطاعت نكرد بيرونش كنيد .

اجارهء گون

تفنگ محمد آقا را از حسين آقا گرفته بود و دست آدمش بود كه به گرمارود رفته بود . من چند مرتبه نوشتم و پيغام دادم پس نداد . گمان كردم پس از زيارت حكم خواهد رفت و تفنگ را خواهد برد . دو سه نفر فرستادم گرمارود تفنگ را بگيرد . احمد خان هم بواسطهء نداشتن مخارج دوره افتاده بلوك گردشى مىكند . پائين روچيها گون ييلاق خود را اجاره داده بودند عقب آنها فرستاده بود ده يك بگيرد . نداده بودند . خودش آنجا رفته بگيرد . اين هم مشروطهء ما . سواد احكام را نوشته برايش فرستادم . برويم سر مكتوبات تا برسيم به تقريرات شيخ .

نامهء افخم الدوله

« همين‌قدر مىدانم از وزارت جليلهء داخله احمد خان احضار به طهران شده . احكامات اغلب صادر و روانه مىشود . با آن پست هم حكمى روانه شد ، سوادش در لف عريضه است .

خلع سلاح

اما اخبارات . از مجلس اختيار تامه در خلع اسلحه به وزراء داده شد . مجاهدين با ستار خان و باقر خان در پارك اتابيك جمع شدند كه ارامنه هم اسلحهء خود را بدهند تا ما هم بدهيم . جواب دادند اغلب آنها جزو مستخدمين دولت هستند و بايد داراى اسلحه