تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3178

مساهمون:

ص٣١٧٨

تقليد انگليسها

كار استبداد و مشروطه تمام شد ، نوبهء انقلاب و اعتدال است . انگليسيها از بس وادار كردند مردم را به نوشتن مقالات در روزنامه‌ها كه انگليس دو تيره هستند و پارلمانى كه دو تيره نباشد ، مسلك نداشته باشد ، فايده ندارد . ترقيات ما بواسطهء اين دو طايفه شده ايرانيها باور كرده تا كار به اينجا كشيده كه مشروطه‌طلبان به خود افتاده اين نزاعها برپا شده و متصل آدم مىكشند . اغتشاش در پايتخت مىكنند . نامرد هستند اگر به زودى سپاه و عساكر روس را به طهران نياورند . براى من اين انقلابات فوز عظيمى بود اگر پسر جهانشاه خان افشار يا حسينقلى خان ابو قداره بودم كه به آدم‌كشى و خونريزى ، زدن و بستن بى جا پرورش يافته و آموخته بودم . افسوس كه از عهدهء من خارج است . الموت كه سهل است براى شيراز و اصفهان هم پيرامون قتل نفس انشاء الله نمىشوم و همين مسئله باعث تأخير كارهاى من شده كه بعضى از دوستانم مرا بىعرضه و بىكفايت قلم داده‌اند . راست هم مىگويند ، چنانچه گفته‌اند لا يتم الرياسة الا بالسياسة . جمعه ششم شعبان - 20 اسد . سه ساعت از دسته گذشته قاصدى از شهر رسيد . آنچه را مدتها بود مردم منتظر بودند به ظهور رسيد . من با كمال نگرانى دل‌پرى و غم و اندوه عين رقعه‌جات را حسب المعمول درج مىكنم .

نامهء شيخ ابراهيم الموتى

رقعهء شيخ ابراهيم الموتى وكيل ما در قزوين . شايد در روزنامه خوانده باشيد تلگراف هم آمد كه سرداران ملى متعهد شده كلام الله مجيد مهر كردند در استقلال ايران و دفع غائله بكوشند . گويا اسامى آنها فقط چهار نفر باشد . ستار خان ، باقر خان ، معز السلطان رشتى ، ضرغام السلطنه . مردم به خيال شاد شدند . پس از واقعهء قتل ميرزا على محمد خان روز سلخ در جلوى شمس العماره ما بين انقلابيون و اعتداليون جنگ برخاست [ و ] كشتار زيادى شد . هنوز هم جنگ باقى است . ستار خان و باقر خان عقب يفرم در به در مىگردند . تمام شاهسونهاى محبوس را هم خلاص كرده ، ستار خان و باقر خان تفنگ و فشنگ داده با خودشان به جنگ بردند . پسر آقا سيد عبد الله علم الهدى وارد طهران شده از قرار معلوم خيلى از ملاها كشته شده‌اند . همدان هم شيخ باقر و حسام الملك معيت كرده تمام ادارات را خارج [ كرده‌اند ] و مشغول هستند . مشهدى صادق تبريزى رئيس يك دسته از قفقازيها كشته شد . اهل طالش هم فرار كرده از قرارى كه رئيس راه گفت
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3178 | قهرمان ميرزا عين السلطنه