تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3180

مساهمون:

ص٣١٨٠

رياست مجلس ذكاء الملك

نوكرها اغلب نوبه كردند . غلامباشى هم امروز نوبه كرد . اين چند روز هوا بسيار بد شد . در تمام دهات مريض فراوان است . تفصيلات شهر را براى امير اسعد نوشتم . قاصدى رفت چون خودش از من خواهش كرده بود . اين را ننوشتم كه قريب يك ماه است مستشار الدوله از رياست مجلس استعفا [ داده است ] و جناب ميرزا محمد على خان ذكاء الملك به رياست منتخب شده‌اند . خيلى خيلى افسوس دارم كه در طهران نيستم تا اين اتفاقات را مفصل و مشروح و با كمال مداقه بنويسم .

نهر قلعه

دوشنبه نهم - ميرزا احمد خان ميان‌رود رفته بود امروز آمد . خيلى عجيب است كه حكم احضارش نيامده . نمىدانم نزد كى مانده است . نزديك است پاك دروغگو درآيم . اگرچه در اين مدت من برحسب مصلحت دروغ زياد گفته‌ام . موسى را با كاغذجات زياد شهر فرستادم تفصيل امان الله خان را هم نوشتم . تمام نوكرها ناخوش شده‌اند فقط ميرزا يحيى باقى مانده . حمزه على هم از اندج ناحيه آمد اجارات را گرفته بود اما چون صورت نداشت خيلى كمتر از آنچه بايد بپردازند [ داده‌اند ] . نهر قلعه درست نشده مىگويند اگر ده بيست نفر عمله ديگر بيايد آب جارى مىشود ، لهذا هر چند نفر آدم سلامت داشتم دنبال عمله فرستادم .

شال كره

« شال كره » خشكى زمين را فوزى دانسته آنچه تر و خشك باقى مانده بود كند و خورد . يك بوته سيب‌زمينى باقى نگذاشته . حقيقة حيوان بسيار پراذيتى است . هر قدر هم كشيك كشيدند شكار نشد . همه چيز را هم مىخورد سواى چيزهاى بودار مثل پياز و كلم ، هوا دو روز است خيلى گرم شده مردم خيلى ناخوش شده‌اند . اينجا هم طبيب و دوا نيست . آنقدر بايد بخوابند و غذا بخورند تا چاق شوند يا بميرند .

امالهء فرنگى

يك امالهء فرنگى من همراه دارم . اين روزها سرقفلى پيدا كرده تا دهات دور دست هم مىبرند . احترامش از يك دكتر زيادتر شده و گويا فايده‌اش هم بيشتر باشد . رمضان در كار آمدن است . من نمىدانم چه بكنم . خداوند مرا از اين بيت الاحزان نجات بدهد . چه
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3180 | قهرمان ميرزا عين السلطنه