عزل پرنس بيزمارك نقل مىكند كه به بيزمارك امپراطور حاليهء آلمان گفت بواسطهء استعفاى خودت افتخارى به ملت آلمان بده . حالا هم اين دو سردار خوب است استعفا بدهند تا بدانند ما خودمان بهتر ترتيبات را مىدهم ) . اين نكته را هم مىگوئيم كه دولتين روس و انگليس براى حفظ منافع خويش از فرقهء اعتداليون كه داراى حكومتاند جدا حمايت مىكنند . براى گم كردن پى اظهار مىدارند كه آنان آلمان را طرفدار خود و ملتيان يعنى احرار جلوه مىدهند و اين قوهء الكتريسى كه تازه در فرقهء احرار به مقابل اعتداليون پيدا شده از آلمان است . برخى را عقيده اين است كه حكومت حاضره در دامان روس و انگليس نشسته و حفظ مقام خود را در عدم امنيت و انتظامات ايران مىداند . اعتداليون از مرعوبيت كه از روس و انگليس حاصل نموده در هرگونه خواهش روس و انگليس حتى در استقراض از آنها با آن شرايط سخت حاضر شده بودند طلب كردن سردار و سالار ملى از تبريز چنانچه سابقا نوشته شد معلوم مىشود آمدن سردار ملى و سالار ملى به طهران برحسب خواهش با حكم روس و انگليس بود و كوشش در حركت دادن آنها از ايران تمام برحسب ميل و خواهش همسايگان بود . عقيدهء شخص ما اين است كه برحسب مقتضيات كنونى و پيشآمدهاى سياسى ايران فعلا تبديل حكومت اشدّ ضرورت را پيدا كرده و تا حكومت به دست اعتداليون است قشون بيگانه از ايران خارج نخواهد شد و جهت همان مرعوبيت و يا به عبارت خوشامدانه ملاحظهء نزاكتهاى سياسى است كه فقط ايرانيان بدبخت بايد بنمايند .
« خوب حالا دعوا را كوتاه كنند ، يك چندى حكومت را به آن فرقه بدهند شايد انشاء الله فرجى حاصل شود . خودشان كه خيلى نويد مىدهند » . ( پايان مقالهء شرق )
مسالمت و مدارا
بعد از نوشتن اين مقالات سه ساعت تمام راه رفته خيال كردم ديدم آنچه صاحب مقاله نوشته راست است . براى اينكه من هفت ماه است در الموت هرقدر مدارا مىكنم ، سكوت مىكنم ، جانم ، عمرم مىگويم هيچ فايده و اثرى به حال اين مردم نكرد .
به جاى اين همه مسالمت و مدارا اگر يك هفته ديوانگى و « خلخلى » مىكردم يا الان هم بكنم تمام كارم اصلاح مىشود . حالا از من مثل كابينهء سپهدار اين كار ساخته نيست . بايد تغيير داد ، ديگرى را به جاى من فرستاد يك انقلاب و آشوبى برپا كند تا مرتب و منظم شود ، يا پاك مضمحل و نابود و خراب . كار يك رويه شود . محققا بهتر از اين است كه دو رويه باشد و آدم تكليف خودش را نداند . جلال جوابى نوشته بود گلهگزارى ، در آخر هم كه شما مىدانيد طهران چه خبر است بنده هم مىدانم آدم يك روز دنيا آمده يك روز