گفتم املاك رودبار همان حضرت سپهدار شما دو هزار و پانصد تومان ماليات ديوانى يا اجارهء آن بود حالا هيجده هزار تومان ، پس چرا دريافت مىكند . چال هفتصد خروار اجارهء ديوانى آن بود حالا سپهدار چهار هزار خروار چرا اجاره داده . اينجا هم همانطور بواسطهء عدم مواظبت و خيانت مباشرين دولت آنقدر كم مىگرفت . حالا ما صاحب اين املاك هستيم ميل داريم زيادتر بگيريم . هركس مايل نيست برود . گفت صبح قرار است همه رعايا بيايند من به آنها مىگويم . آن وقت چند نفر [ را ] از ميانه جدا كرده و خدمت شما مىآورم .
به اسم قانون
حالا احكامات را بياورد ، در باب مخارج او هم ايرادات زياد است . نه مقررى از ديوان معين شده ، نه مخارجى از احد طرفين . اى قانون ، اى بيچاره قانون كه در همه جا اسباب راحتى و آبادى شدى ، مگر در ولايت ما . كسى كه از سر تا پاى خودش بىقانونى است وقتى كه زورش مىرسد تعرض مىكند به يك نفر ديگر به اسم تو . مال مردم را مىبرند مىخورند به اسم تو . آدم به ناحق مىكشند به اسم تو . الموتى سه سال است ستم و بيداد مىكند به اسم تو . مملكت ايران دارد مىرود به اسم تو . هرجا خوب بودى و خوب باشى نمىدانم ، اينجا كه بسيار بد هستى و ما چيزى از تو نفهميديم . مثل سپهدار مىمانى كه در فكر دولت و مملكت ايران نيست . اما آنى از تحريك و فتنهء الموت دست برنمىدارد . مجسمهء ترا ما نديدهايم اما وقتى كه سپهدار را مىبينيم مثل اين است ترا ديدهايم . حالا آقاى قانون محض رضاى خدا تا اشخاص مملكت ما اينها هستند كه جلوى چشم ما مىباشند بيا و دست از يقهء ما بردار ، چندى مهاجرت كن تا اشخاص مملكت ما به گور بروند و نسل جديدى بيايد . اگر آن وقت لازم بود بيا و الّا باز نيا .
[ مقالهء ] ايران نو شمارهء 215
- كابينهء سپهدار يا دشمن مطبوعات - اقدامات آخرين كابينه و ابرازات غريبهء آن حركاتى است كه هرگز بوى خوش نمىدهد . كابينه كه تعداد استعفايش حافظهء زيادى و دفتردارى صحيحى مىخواهد در انتهاى استقرار خود به هوسات خيلى جسورانه افتاده بر خلاف چندين مواد مصرحهء قانون اساسى در عرض يك شبانهروز بدون محاكمه و
هامش
آن نديدم كه داراى آسيابى باشد ، يا عمرش وفا كند داراى آسيابى بشود ( مثل خودم ) ( يادداشت مؤلف در حاشيه ) .