نظر سفارتين - قرض از آلمان
برويم سر بعضى مطالب پلتيكى كه باز از روزنامه درك شد . عدم رضايت روس و انگليس از داخل بودن صنيع الدوله و مشير الدوله در كابينهء وزرا و نوشتن مكتوب رسمى كه كابينهء جديد بايد موافق ميل و رضايت سفارتين باشد و نيز بواسطهء مكتوب ديگر رسمى كه گفتگوى قرض از آلمان اگر صحت دارد منافى با منافع دولتين است و بايد گفتگو نشود و باز رقعهء ديگر كه به هيچ دولتى و اتباع دولتى ايران نبايد امتيازى بدهد كه منافى ميل ما است .
ايران مستقل است
از رقعهء اول بر همهء مردم آشكار و مبرهن مىشود كه آن چند وزير ديگر همه مطابق ميل حضرات است . حتى در روزنامه سپهدار را روس و سردار را انگليس مىنويسد و در ذيل يك مقاله ( استقلال ما ) مىنويسد : ايران آزاد است و مستقل و در اداره كردن امورات خودمختار و به حقوق خود واقف . دولت ايران استقلال خود را كه دارد به همه عالم خاصه به دو همسايهء عزيز ثابت كند ولو به هر چه باشد . هيئت وزراء هم عموما و دو سردار محترم خصوصا مسلك خودشان را كه حفظ استقلال و حقوق و منافع ايران است نه طرفدارى از روس و انگليس بايد به عالم اعلان كنند . به اين مزخرفات كه در جرايد خارجه نشر مىشود كه هم منافى « 1 » استقلال وطن و هم شرف شخصى آنها است خاتمه بدهند تا به عالم معلوم شود كه ايران رسما مستقل است نه رسما .
مكتوب در « ايران نو »
ايضا در يكى از نمرات « ايران نو » مكتوبى از قول يك نفر انگليسى مىنويسد اما معلوم است ايرانى است ، و مىخواهد به اين اسم بعضى مطالب را خاطرنشان همه بكند . لهذا عين آن مكتوب را درج مىكنم .
« مكتوب نهم - دوست عزيز من ، اوقاتم خيلى تلخ است . حال من مثل شاهسون است كه غارتش را پس گرفتهاند اين اوقات تلخى من هم بىجهت نيست . آخر قدرى تصور كن وقتى مخبر روزنامهء محترم تيمس كه تمام محافظهكاران و سلطنتطلبان احترامش را دارند بخواهد پرده از روى پلتيك ما در ايران بردارد ديگر چه حالى براى آدم مىماند ؟ گمان نكنى اوقاتتلخى من هم فقط از اين باشد كه مخبر نقشههاى
هامش
( 1 ) - در اصل ماضى .