مطالبى را كه مكرر ما مىگفتيم و كسى باور نمىكرد تازگى دارند مردم ملتفت مىشوند . چنانچه در همين روزنامه مكرر نوشته شده .
پرستش انگليس - بلاى انگليس
حكايت نويسندهء مجهول مكتوب فوق براى دو تلگراف ذيل است كه مخبر « تايمس » به لندن مخابره كرده .
[ 1 ] - از مخبر ما مورخهء 29 آوريل : « على الظاهر يك گره سختى در تشكيل كابينهء جديد حادث گشته اعتداليون حاضر شدهاند كه يك كابينه كه موافق ميل سفارتين روس و انگليس باشد تشكيل نمايند . ولى وكلاى سمت چپ كوشش مىنمايند كه آن دو وزيرى را كه منافى ميل سفارتين بود كه سپهدار مىخواهد در اين كابينهء جديد نباشند در سركار نگاه بدارند ، لهذا وضع مشكل شده و معلوم نيست اگر كابينه بر خلاف اطمينان سفارتين تشكيل شود اقدام سفارتين چه خواهد بود . »
[ 2 ] - ايضا طهران مورخهء غرهء مه : « بحران كابينه ديروز اختنام يافت . سپهدار در مجلس اظهار نمود كه كابينه بدون تغيير بر سر كار خود باقى مىماند ، جز اينكه سردار اسعد وزارت جنگ را قبول كرده و خود سپهدار به وزارت داخله و رئيس الوزرائى . به نظر نمىآيد اين حل مشكل كافى باشد . زيرا چند نفر از اعضاء كابينه محل اطمينان سفارتين نيستند . ولى اقدامات سفارتين منوط خواهد بود به جواب دولت ايران به مراسلهء سفارتين راجع به اينكه امتيازاتى كه مخالف منافع پولتيكى و نظامى دولتين در ايران باشد به اتباع خارجه ديگر داده نشود بدهد . »
يك سال پيش ايرانيها چيزى نمانده بود انگليسها را مثل بت پرستش نمايند . تازه مىفهمند كه تمام بلاها را به سر آنها انگليس مىآورد . حتى روسها را او وادار مىكند و تعليم مىدهد . بارى اوضاع غريبى است . خدا خودش رحم كند .
پنجشنبه غرهء جمادى الثانيه - سبز على عصر از شهر آمد كاغذجات زياد آورده بود .
حالا آنچه خودش مىگفت بماند . ما به رسم معمول كاغذها را بنويسيم بهتر است ، رقعهء جناب رفعت السلطان بعد حال و احوالپرسى .
نامهء رفعت السلطان
« پاكتهاى طهران و جواب مهمل صدق الدوله ايفاد شد . شاهزاده داراب ميرزا على الظاهر به مرخصى از قونسلخانه رفت به سمت زنجان . در چركر جمعيتى جمع از اشرار كرده ريختند دور زنجان . به قولى شهر را متصرف [ شده ] و به قولى شهرى بر آنها فايق