خورهاى اقيانوسيه چه تفاوتى است .
از سمت ديگر هم وقتى راز نهانى آشكار شد ديگر كار از كار مىگذرد . اين مخبر هيچ خيال نكرد كه اين طرفداران و دوستان را هم كه ما داخل در كابينه مىكنيم و به هر وسيله و جهت نامشروع باشد از ايشان حمايت مىنمائيم اينها نيز رسواى خاص و عام مىشوند . تصور كنيم كه كار آسان باشد و يك مرتبهء ديگر هم طورى بتوانيم ترتيب كار دهيم [ كه ] يك بحران مختصرى در كابينهء وزرا حاصل شود . اما اين استعفا بازيها كمكم دارد بىنتيجه و اثر مىگردد .
اى دوست عزيزم ، اين اوضاع گوارا و مطبوع نيست و به همين جهت از تو خواهش مىكنم كه به ادارهء « تيمس » به روى و تمنا كنى به مخبرشان تلگراف كند كه مسلك دوستان متحد ما روسها را اتخاذ نمايد . اين مسلك منظور را چندى قبل مسيو چاريكوف سفير حاليهء روس در اسلامبول با عبارت خيلى مختصرى بيان كرد . مسيو چاريكوف در وقتى كه اين مسلك و طرز رفتار را بيان نمود وكيل سياسى روسيه در بخارا مىبود . يكى از مخبرين روزنامههاى روسيه در آن وقت با مسيو چاريكوف در خصوص بخارا صحبت داشته و گفت بخارا مثل مريض است كه ما بايد خونش را بگيريم ، اما بطورى اين خون را بايد گرفت كه طرف هيچ خون را نبيند و ما همان قسم در كار خودمان مداومت داشته باشيم .
حالا دوست عزيزم ، خواهى فهميد كه دوستان ما روسها خيلى از ما باهوشترند .
بارى اقدامات لازمه را به عمل آر . من هم بىدرنگ به كار شروع كرده و اسباب يك استعفاى كوچك و بحران عظيمى را فراهم مىكنم . من هرگز فراموش نخواهم كرد كه ارتجاعيون را هم بايد در كار دخالت داده يك دسته مركب از لوطى و قاطرچى را به نام « ملت » با ايشان همراه و متحد نمايم . طورى مىشود لوازم كار را آماده سازم كه ايشان را براى تحصن به شاهزاده عبد العظيم ( ع ) بفرستم . تو مىتوانى اطمينان داشته باشى كه تمام اقدامات لازمه اتخاذ خواهد شد و فسادكارى ، تحريك ، افتراء ، دوزكلك چينيها را وسايل پيشرفت كار دانسته و به اجراى مقصود مىپردازم و از اينها گذشته دوستان اين جائى ما به من وعده دادهاند كه از هرگونه همراهى و مساعدت دريغ نورزند . مىخواستم خيلى مطول بنويسم ولى حالا به همين مختصر قناعت مىشود .
مىخواهم حالا بروم و چند خطيب و ناطق عمومى و چند نفر مفسد فتنهجو را پيدا كنم كه در ميان مردم افتاده اهالى بازار را همراه كرده چند نفر تجار و كسبه را گول زده از آنها امضاء بگيرم تا يك وطنپرست بازى خيلى تماشائى را به روى كار آورند . »
( پايان مكتوب )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3120
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٣١٢٠