تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3065

مساهمون:

ص٣٠٦٥

توله كارى

در اين فصل دسته دسته الموتى از زن و مرد تنكابون براى « توله » كارى مىروند . در دهات چند نفرى بيش نمىمانند . ابدا در فكر رعيتى نمىباشند . تمام حاصل و زراعت را به حال خود گذاشته در اين موسم رعيتى و مىروند .

مساوات گندم و جو

از خير الله بيك جو خواسته بودم يك خروار فرستاده بود و نوشته بود با گندم يك قيمت است . من جواب نوشتم اين قانون كدام ولايت است كه گندم و جو فرق نداشته باشد . بامزه جوابى نوشته بود . چون سپهدار رئيس مشروطه است فرمودند عمل مساوات را چاكران منظور دارند ، از آن جهت قانون ولايت ايشان است . جو ، گندم ، ارزن ، گاودانه همه به يك قيمت باشد تا مساوات از بين نرود . اين الموتيها متصل مىروند و از خير الله بيك و افراسياب خان گندم و جو و ارزن مىآورند و در تابستان آدم آنها آمده به يك نرخ و به قيمتى كه فروش انبار را سپهدار معلوم كند پول گرفته مىروند . پارسال ارزن را سى و پنج قران پول گرفتند قيمت عدس ، ماش ، لوبيا ، نخود اگر باشد به قيمت برنج است . مختصر مخارج اينجا چندين برابر شهرستان است . الان قيمت گندم دوازده تومان است ، برنج گرده پانزده تومان شانزده تومان ، اما نسيه به وعدهء سرخرمن هر قدر نرخ انبار تعيين بشود .

لغتهاى تازه

لغتهاى تازه كه مصطلح شده و سابقا معمول نبود آنچه در روزنامه ديدم و از سابق مىدانستم از اين قرار است : تجدد ، تعالى ، صميميت ، تخليص ، مزايده ، اقناع ، تنقيد ، ائتلاف ، تفوهات ، فعاليت ، فوريت ، ارجاع ، تفاهم ، تمايلات ، مختلط ، ارتقاء ، ايضاح ، استيضاح ، اماته ، اغفال ، يشنهاد ، ارتجاعيون ، عاميون ، انقلابيون .

« ديسكور »

مقارن ظهر اوانكيها آمدند با يك عالم شرمسارى و خجلت . « ديسكور » مفصلى كردم . آخر سر و دست مرا بوسيدند كه از تقصير مهدى اوانكى بگذرم . من هم از گذشتهء او براى خاطر حضرات گذشتم ، تا بعد چه رخ دهد . از دينه رود مبلغى وجه اجاره