خوردن .
سيزدهم مصارف حرمخانه بسيار كردن از اندازه بيرون .
چهاردهم تعدى به رعيت فقير شدن .
پانزدهم دادرسى نداشتن . حق مظلوم دادخواه نگرفتن .
شانزدهم به ظالم و متعدى و خائن سياست نكردن .
هفدهم به لهو و لعب و عيش بيرون از اندازه مشغول بودن .
هيجدهم صلهء رحم نداشتن .
نوزدهم طمع به مال مردم داشتن و از اموال مردگان گرفتن .
بيستم به مسخره و شوخى و سخنان ركيك و ناهنجار طالب بودن و اغلب روزان و شبان با اينگونه مردم مأنوس بودن .
بيست و يكم به زينت و جواهر ناستوده ميل داشتن .
بيست و دوم زن زياد گرفتن .
بيست و سوم غرور زياد كردن .
بيست و چهارم به دروغ و افترا و جعل اذن دادن و خوش آمدن .
بيست و پنجم مهر و محبت نداشتن .
بيست و ششم فرنگيان و خارجه را مسلط داشتن و حرمت دولت و ملت برداشتن .
بيست و هفتم بدون قاعده و صرفه قرارنامههاى بد و مضر دين و دولت به خارجه دادن .
بيست و هشت تميز بد و خوب ندادن .
بيست و نهم بىهنران را بر هنرمندان ترجيح دادن و فهم سخن نكردن . شعر ندانستن .
سىام به مزخرفات و اباطيل روز گذراندن . قد خود را از همه بلندتر دانستن و عمر كوتاه كردن .
سى و يكم ترس و جبن زياد داشتن .
سى و دوم ماليات بىقاعده گرفتن .
سى و سيم قشون و نوكر نگاه نداشتن .
سى و چهارم به غير مستحقان مال ديوان را دادن .
سى و پنجم بدحسابى ، بىحسابى و اغتشاش عمل دفتريان و تفريط مال كردن .
سى و ششم نفاق و بدگوئى علما و تنفر علما را داشتن .
سى و هفتم هنرمندان را محروم داشتن .
سى و هشتم بخل زياد كردن .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3062
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٣٠٦٢