تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3062

مساهمون:

ص٣٠٦٢
خوردن . سيزدهم مصارف حرمخانه بسيار كردن از اندازه بيرون . چهاردهم تعدى به رعيت فقير شدن . پانزدهم دادرسى نداشتن . حق مظلوم دادخواه نگرفتن . شانزدهم به ظالم و متعدى و خائن سياست نكردن . هفدهم به لهو و لعب و عيش بيرون از اندازه مشغول بودن . هيجدهم صلهء رحم نداشتن . نوزدهم طمع به مال مردم داشتن و از اموال مردگان گرفتن . بيستم به مسخره و شوخى و سخنان ركيك و ناهنجار طالب بودن و اغلب روزان و شبان با اين‌گونه مردم مأنوس بودن . بيست و يكم به زينت و جواهر ناستوده ميل داشتن . بيست و دوم زن زياد گرفتن . بيست و سوم غرور زياد كردن . بيست و چهارم به دروغ و افترا و جعل اذن دادن و خوش آمدن . بيست و پنجم مهر و محبت نداشتن . بيست و ششم فرنگيان و خارجه را مسلط داشتن و حرمت دولت و ملت برداشتن . بيست و هفتم بدون قاعده و صرفه قرارنامه‌هاى بد و مضر دين و دولت به خارجه دادن . بيست و هشت تميز بد و خوب ندادن . بيست و نهم بىهنران را بر هنرمندان ترجيح دادن و فهم سخن نكردن . شعر ندانستن . سىام به مزخرفات و اباطيل روز گذراندن . قد خود را از همه بلندتر دانستن و عمر كوتاه كردن . سى و يكم ترس و جبن زياد داشتن . سى و دوم ماليات بىقاعده گرفتن . سى و سيم قشون و نوكر نگاه نداشتن . سى و چهارم به غير مستحقان مال ديوان را دادن . سى و پنجم بدحسابى ، بىحسابى و اغتشاش عمل دفتريان و تفريط مال كردن . سى و ششم نفاق و بدگوئى علما و تنفر علما را داشتن . سى و هفتم هنرمندان را محروم داشتن . سى و هشتم بخل زياد كردن .