تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3044

مساهمون:

ص٣٠٤٤

وقت رفتن قشون روس

از سفارت روس هم گفتند در جواب بيرون رفتن و بردن قشون به وزارت خارجهء ما سخت نوشته‌اند كه من بعد اين سؤال را نكنيد . هر وقت صلاح ديديم مىبريم . به اجازه و ميل و حكم شما نيامده‌ايم كه برگرديم . تمام دول اين مسئله را ممضى كرده‌اند . استرآباد گفتند مغشوش است . ( پايان‌نامهء عماد السلطنه )

شكارگاه

عصر چاى را در سراج كلايه خورديم . باصفا بود و يك چيز تازهء آن آب صافى است كه از كوه شمالى ده مىآيد كه در الموت تا دو ماه بلكه سه ماه ديگر نادر است . كبكها جفت شده‌اند . هرچه چنگيز مىرود شكار نمىكند . اصلا كبك كم است . كوهها هم بقدرى سخت است كه آدم بيزار مىشود . اسب كه هيچ نمىرود . شكارگاه بز خوبى نزديك زوارك داشتيم موسوم به « خرلت » . به واسطهء مواظبت و قرق بودن هفتاد هشتاد بز جمع شده بود . اين دو سال از بس شكار كردند حالا مىگويند ده بيست تا زيادتر نيست . حتى ميرزا حسن خان نايب الحكومه مىگفت قصابى از گوشت بز در زوارك راه انداخته بودند . هوا امروز خيلى خوب بود . شكوفهء بادام باز شده . محمد خان مأمور دولت و ملت ما در شتر خان است و رفيق وافور ميرزا حسن خان . دو دفعه هم كاغذ نوشته‌ام جواب نداده . دو نفر آدمش را همه دنبال ماليات مىفرستد . دچار عجب مأمورى و حاكمى شديم .

برف بهارى

شب سه‌شنبه است . بسيار دلتنگ هستم . امروز برف و باد و طوفان از صبح شروع شد . طورى سرد است كه از اطاق بيرون نيامدم . الان هم طوفان شدت كرده ، مه همه‌جا را گرفته . خود زوارك برف نيست اما به تمام كوه و دهات بغله برف مفصلى آمده . از زمستان امسال خيلى خيلى سردتر است . كاه ما تمام شده در اين اطراف هيچ وجود ندارد . گندم تمام شده . اين آدمهاى قونسل هم براى سه تا يابو جان همه را گرفتند . دو « طايهء » « 1 » علف خريدند از خوبان . از آن علف نمىدهند ، كاه سفيد لازم دارند با گل يونجه . با اين حال هر وقت هم سوار مىشوند از اسبهاى من است !
هامش
( 1 ) - طايه : علوفهء بر روى هم چيده شده به شكل مكعب مستطيل بر روى پشت بام . ( م . سالور )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3044 | قهرمان ميرزا عين السلطنه