ممتاز الدوله - مؤتمن الملك
ديروز عصر رفتم خانهء ممتاز الدوله . شرح كشافى با او صحبت داشتم كه با رئيس مذاكره كند و مقصودم اين بود قطع حقوق بعضى شايد دليل صحيحى داشته باشد ، شما نمىشود همه را رديف هم قرار بدهيد ، چه و چه و چه . . . « 1 » مؤتمن الملك و حاجى سيد نصر الله را هم ديدهام تا ببينم نتيجهء اين دوندگى و صحبتها چه خواهد شد .
تمام اين گرفتارى قطع حقوق و رفتن شئونات براى اين شد كه اگر حضرت و الا هم روز اول مثل سايرين آمد و شد مىكردند چند هزار تومانى اعانه حوالهء افتخار التجار ورشكست شايد مىخواستند و مىدادند ضررى نمىرسانيد ، راحت بوديم ( در اينجا آقاى عماد السلطنه اغماض كردند . زيرا خودش حاضر و ناظر بود و ارائهء طريق مىكردند چرا نكردند و نگفتند ) .
اما از بىپولى چه عرض كنم ، چه عيدى چه بىپولى ما را احاطه كرده . حضرت و الا را ده روز ده روز خودم نروم احوالى نمىپرسد . نزديك بود كهريزك را بگيرند و اجاره به كسى بدهند ، مثل مستأجرين عظيم آباد و شكر آباد كه حالا در عدليه عارض باشند .
در بيكارى اين ايام مشغول مرور به كتاب نجوم و رفع مشكلات هستم . ستارهء دنبالهدار تقريبا باعث شد . دو روز به عيد مانده رقعهء رسمى عيد نيامده شايد هم نيايد ، يا هيچ عيد نگيرند ، محض حرمت قتل خليفهء دوم .
آصف الدوله حاكم خراسان
آصف الدوله را حاكم خراسان كردند و در خفا عمل تمام شد . او هم به دستور العمل حضرات بىخبر و بدون جمعيت و تدارك از شهر خارج شد . روزنامهها بد نوشتند . روز قتل ميرزا مصطفى [ را ] 28 صفر قرار دادند . در حضرت عبد العظيم ناطقين در منابر نطقهاى سخت كردند . بالاخره آصف الدوله از چند فرسنگى مراجعت كرد . ركن الدوله اقبالش خيلى بلند است و اين قرمساق هم هيچ مستحق حكومت نبود و گفتند روسها هم منع كردند كه ركن الدوله عيبى ندارد ، بىجهت چرا معزولش مىكنيد . اگر كسى هم نباشد خودش را به سفارتى ببندد و مثل ركن الدوله بايد بستگى به هم بزند .
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .