تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2997

مساهمون:

ص٢٩٩٧

قشون مقيم قزوين

من از داراب ميرزا خواهش كردم عدهء قشون مقيم قزوين و اسامى صاحب‌منصبان عمده را گفته من بنويسم و از اين قرار بيان كرد . جنرال و فرماندهء كل جنرال دومرمس‌نسكى
Dovmormesnesky
فوج قزاق موسوم به لابنسكى
Labensky
چهارصد نفر فرمانده و سرهنگ قزاق گراوچنكو
Gravchenko
فوج پياده نظام پانانى اسرركوى
Pananyesrerkovy
ششصد نفر فرمانده و سرهنگ پياده نظام پاس پله‌نف
Paspelelnof
توپخانه دويست نفر با چهار عرابهء توپ بزرگ فرمانده و سرهنگ توپخانه كاستانف
Kastanof
يكصد نفر هم عمله‌جات از قبيل آهنگر ، نجار ، طباخ و غيره دارند . مىگفت جز توپخانه و قزاق آن فوج ديگر از سپاه خوب ما نيست . قزاق اسب زين و برگ و لباسش از خودشان است . فقط عليق اسب و خوراك و ماهى سه منات دولت مىدهد . پياده نظام و توپخانه را ماهى يك منات و نيم دولت مىدهد با لباس و خوراك . دسته‌جات مقيم قزوين هم كه مرخص شده‌اند عوض آنها عما قريب مىآيد .

قراجه‌داغ

از خانهء عدل الممالك رفتيم قونسلگرى . جناب قونسل را از واقعهء جديد مطلع ساختيم و بعد خيلى صحبت شد . قونسل مىگفت اخبار قراجه‌داغ را اين‌طور اطلاع داده‌اند . وقتى كه يپرم نزديك آنجا مىشود رحيم خان شهر را خالى مىكند . حضرات با شوق زياد تصاحب مىكنند . دو سه روز نمىكشد كه شهر را رحيم خان محاصره كرد و متصل حمله آورد . يك روز جنگ سختى شد و يپرم از آن زرنگى و روباه‌بازى كه دارد طورى طرح جنگ را ريخت و توپها را گذاشت كه رحيم خان و سوارش را در ميان تنگه قرار داد و توپها را كه قبل از وقت گذاشته بود شليك كردند . به قدر سيصد نفر از آنها كشته شد . اين بود شهرت كرد پسر رحيم خان مقتول [ شد ] و خودش در شكرلو وفات كرد . رحيم خان پس از اين ضربت سخت به سمت مغان فرار كرد . كمك زيادى از شاهسون گرفته و مراجعت كرد و باز اهر را محاصره كرد . اين مرتبه جنگى شده يپرم از دست مجروح شد و آن آلمانى مجاهد رئيس توپخانه هم مجروح شد و قشون دولتى از اهر عقب نشست ، فرار كرد .