تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2958

مساهمون:

ص٢٩٥٨

غارت بهرام آباد رفسنجان

از اين پنج ماه يك ماه در بهرام آباد پاىتخت رفسنجان مانديم . به اين شكل كه ايالات فارس مىخواستند بهرام آباد [ را ] كه مركز تجارت كرمان [ است ] و تجار زردشتى زياد دارد غارت كنند . اهل بهرام آباد ما را نگاه داشته متصل از بيرون تهديد كردند برويد . اما شهريها نمىگذاشتند . تا اشرار مأيوس شده به جاى ديگر هجوم آوردند و ما آمديم . مىگفت تمام اين راه غارت شده و يغما شده بود . بقدرى آدم از زن و مرد كشته بودند كه حساب نداشت . تنها قافله‌اى بوديم كه اين مدت متمادى از آن راه عبور كرديم . نه آب بود نه نان . همه چيز را حمل كرده بوديم .

همه‌جا را چاپيده بودند

از يزد تا كاشان را هم بختيارى چاپيده بود كه يك ده آباد يا يك محل غارت نشده ديده نشد . فقط از لار سبعه بيست كرور مال مىگفت تلف شده و صد هزار حشم قواميها بردند . آن سواى غارت كرمان است . در يك ده مىگفت در حضور خودم مرد كه فرياد كرد اين مال بنهء قوام مال من است . نصف بيشتر غارت در خانه‌ها و املاك قوام است ، مابقى نزد اشرار . يك فنجان چاىخورى در كرمان گير نمىآمد . تمام مال التجاره در بنادر بود و احدى قدرت حمل آن را نداشت . براى يك ذرع چيت مردم معطل بودند . تمام لخت ، عريان ، غارت شده بودند .

نسخ ده يك

قانون تازه كه از طرف عدليه اعلان كردند نسخ ده يك است از عارض و موقوف شدن ده نيم از معروض . اين مسئله را ناصر الدين شاه حكم كرده بود و الحق بسيار بى جا و باعث ابطال حقوق عامه بود . حالا اعلان شده فقط يك ده يك از محكوم عليه دريافت مىشود . محسنات اين قانون زياد است . از همه بهترش اين است كه از من ده يك نخواهند گرفت . حاجى سيد آقا صد تومان هم از مخارج ديگر و پنجاه تومان استيناف بايد تقديم عدليه كند . حالا هر قدر تعريف من بكنم كم است . مشغول تدارك رفتن هستم . حضرت و الا پس از خندهء زياد فرمودند باز معطلى دارى يا نه ؟ همشيره‌زاده‌ها با صغرا خانم اينجا بودند تا صبح بكوب بكوب داشتند . با من هم تا نزديك شام قهر بودند .