تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2952

مساهمون:

ص٢٩٥٢
كار خودت بگذارى . « 1 »

الموت

از بعضى اشرار الموت عريضه به حضرت و الا رسيده نادم و پشيمانيم ، يك نفر را براى سرپرستى ما روانه كنيد و من هم بنا بود بروم حضرت و الا هم پول مرحمت نمىفرمودند . تمام قصدشان اين بود عمل حاجى سيد آقا بگذرد . چون او نگذشته ناچار امروز سيصد و پنجاه تومان حواله مرحمت كردند كه آن پول را هم گرفته بروم . اما خيلى دير است و از راه طالقان نمىشود رفت .

تياتر

شنبه 20 ذيقعدة الحرام - عميد الدوله مىگفت جماعتى از اخوان از مجاهدين و صاحب‌منصب و وكيل منزل من آمدند كه مىخواهيم شما را هم برداشته صاحبقرانيه نزد ملكهء ايران ببريم و اجازهء افتتاح تياتر را بگيريم . چون من ديدم رفتن با اين جمع اسباب زحمت ملكه است گفتم خودم اجازه تحصيل مىكنم . به ملكه نوشتم از دست اين جماعت فرار مشكل است ، چون خود آقاى ظهير الدوله هم مىآيد خوب است اجازه بدهيد تا مشغول بشوند . آقا رسيده است و تكليف را معلوم مىكند .

ولايات

نظام السلطنه به جاى ظهير الدوله حاكم كرمانشاهان شد . معتمد الدوله هم عزل شد سردار ناصر مىرود . محمودزاده باز آمده و مشغول است . حالا مىخواهد سراغ عباس خان چنارى برود و او را وادار به يك حركتى بكند كه باعث زحمت كلى شود . فارس مغشوش است تلگرافى كرده‌اند كه سهام الدوله لايق حكومت فارس نيست ، يك حاكم لايق با شئوناتى فرستاده شود . ايل قشقائى براى آن‌كه يك نفر از آنها را سهام الدوله به اتهام دزدى كشته تلگرافا ادعاى شرف مىكند .
هامش
( 1 ) - نتيجهء مناقشات آنها به مصالحه مىكشد و اعلاميه‌اى درين‌باره صادر مىشود كه نسخه‌اى از آن نزد آقاى احمد شهيدى بود و ايشان به من لطف كرده‌اند عكس آن را به مناسبت در پايان كتاب چاپ مىكنم . ( ا . ا . )