روزنامهء شمس - انتقاد از تقىزاده و ديگران
روزنامهء « شمس » منطبعهء اسلامبول دو ورق از حالت حاليهء ايران شكايت مىكند .
پشت سر اسم عضد الملك و سپهدار اعظم و سردار اسعد نقطهء زياد گذاشته . اما از تقىزاده ، وثوق الدوله ، نواب و وحيد الملك واضح و آشكار بقدرى بد نوشته و افعال زشت يكان يكان را شمرده كه حساب ندارد . دانهاى دو قران و سه قران اين روزنامه قيمت پيدا كرده . در جيب و بغل هر كس هست . بسيار بسيار خوب حلاجى كرده خصوصا تقىزاده و وثوق الدوله . طرفدار تقىزاده خيلى كم شده اما او به همان كرّ و فرّ باقى است .
محاكمهء امان اللّه ميرزا
امان الله ميرزا را افخم الدوله در حال محاكمه با وكيل « ايران نو » ملاقات كرده بود .
مىگفت بقدرى متوحش بود و با شتاب و عجله حرف مىزد كه همه سرزنش كردند .
رنگ و رويش را باخته [ بود ] و بد صحبت كرد . بيرون كه آمد بسيار ملامت كرديم .
روزنامهها تماما از جلسات سرى مجلس بد مىگويند . اما آنها به كار خود مشغول [ اند ] و اعتنا نمىكنند .
گفتند مجددا اردبيل چاپيده شد . از روس خواستند دفع كند جواب دادند شاهسون بقدرى آمده كه ما اگر بتوانيم همان خودمان را حفظ كنيم كار بزرگى صورت دادهايم .
كرمانشاهان و سرحدش با لرستان و نهايت اغتشاش را دارند . تا حاكم تازه چه كند .
طالش
معز السلطان پس از آنكه طالش را خوب چاپيد و چندين نفر از آنها را در موقعى كه مهمان آنها و سر ناهار بود به حكم او با « موزر » مقتول كردند و كليهء خانواده نمينىها را غارت كرده براى نان شب محتاج كرد به سمت اردبيل گسيل شد . حالا شهرت دارد روسها مانع دخول او شدند و پيغام دادند اگر براى ملاقات و تسلى اين ستمديدهها مىآئيد اسلحهء خود را داده داخل شهر شويد . اگر مىخواهيد به اسم مشروطه و استبداد باز از مردم پول بگيريد و به ناحق مردم را بكشيد ما نمىگذاريم وارد شويد . اگر مىخواهيد جنگ كنيد آن شاهسون است برويد جنگ كنيد . آمدن به شهر را لازم ندارد .
اين بود خواستند نزديك شاهسون بشوند كه آنها يك جنگ مختصرى كردند قورخانه و توپ را گرفته جمعى مقتول شده و معز السلطان فرار به سمت گيلان كرد .