تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2949

مساهمون:

ص٢٩٤٩
خازن الملك زرنگى كرده آخوند را فورا با سوار به طرف طهران روانه مىكند . معين الغربا مشهد مىرود و در آستانه متحصن مىشود . حالا هر قدر از انجمن و اهالى شهر توسط مىكنند وزير داخله و ساير وزراء راضى نمىشوند و او را حكما خواسته‌اند . چون تمام مجاهدين مشهد و اهل آستانه حمايت دارند خيلى خيلى سخت است كه او را دستگير كنند و دور نيست اصرار وزراء زياد شود ، اقدامى هم حكومت بكند و فسادى برخاسته شود . روسها هم به يك اندازه به اين آتش دامن مىزنند . در راه روزنامهء « شرق » را خريدم حالا مىبينم همين تفصيل را نوشته اما از اغتشاش نيشابور و اهميت دستگيرى معين الغربا ديگر شرح نداده است .

فارس و صولت الدوله

اما حكايت قونسل روس را نوشته بود كه اين واقعه در آن طرف خان زنيان واقع شده . جمعى زوار و مال التجارهء زياد هم كه از ترس تاكنون حمل نشده بود به اطمينان جنرال قونسل از شيراز فرستاده بودند تمام آن مال التجاره هم غارت شده . جنرال قونسل هم زخم برداشته قونسل انگليس با طبيب و چند نفر سوار هندى و بيست قزاق ايرانى شبانه از شيراز براى پرستارى و معالجه مىرود . باز نوشته بود قونسل انگليس نزد صولت الدوله رفته بود ما بين او و سهام الدوله را صلح داد . از قرارى كه شنيده بودم سهام الدوله مأمورى نزد صولت الدوله روانه مىكند . صولت الدوله مأمور را چوب مفصلى زده كاغذى به سهام الدوله مىنويسد كه اين پاداش كمى بود در ازاى خدمتانهء مأمور . دفعهء ديگر روانه كنيد پاداش كلى مىدهم . بله صولت الدوله كه به ادنى نوكر فرمانفرماى فارس كرنش مىكرده و ده جا تا حضور ايالت بيايد سجده مىكرد ، حالا كه اوضاع را اين‌طور ديده بسى بالاتر مىكند ، چرا نكند .

كردستان و كرمانشاهان

كرمانشاهان هم خيلى شلوغ است . ايلات كلهر و احمدوند و سنجابى ، گورانى به هم ريخته با توپ جنگ مىكنند و چندين آبادى را كلهر پاك غارت كرده خود شهر كمى امن است ، يعنى تا حال چهار پنج مرتبه در اين سه سال غارت كرده‌اند . كردستان هم اطرافش نهايت اغتشاش را دارد . در « شرق » نوشته بود روزى نيست كه خبر قتل پنج شش نفر و نهب و غارت پنج شش هزار تومان اموال نرسد .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2949 | قهرمان ميرزا عين السلطنه