وضع شاهزادگان محتاج
شاهزادگان بزرگ ما به كلى مضحمل شدهاند . يكى به روس پناه برده ، ديگرى به عثمانى ، يكى فرار كرده . از آنها چند نفر جوان كه باقى ماندهاند مثل اعتضاد السلطنه ، عضد السلطنه ، سالار السلطنه و غيره . گذران آنها منحصر به مواجب بود كه قانونا شش هزار تومان مىبايست بگيرند . اين مبلغ ناقابل را هم سه سال است نگرفته و براى شام شب محتاج شدهاند . حالا شام شب را به زحمت باور نكنيم اين را بايد صدق دانست كه اين شاهزادگان از هجوم طلبكار و نداشتن اسب و كالسكه و نوكر از خانه حركت نمىكنند ، حتى ديد و بازديد را متروك داشته بلكه در مواقع رسمى متعذر از حضورند .
از احتشام الدوله شنيدم دلالهاى لباس براى فروش آورده بود . به نظر من آشنا آمد . زياد اصرار كردم گفت مال اعتضاد السلطنه برادر شاه است .
حال عين الدوله و نير الدوله و فرمانفرما هم از آن رقعهء عماد السلطنه كه نوشتيم خوب واضح مىشود . از قبيل ماها كه معدوم صرف است . ركن الدوله را هم اگر ممكن نشد عزل كنند چهارده نفر معاون و غيره فرستادند تا ناچار استعفا كند .
از اينها بگذريم كه مقدمه بود . جمعى از شاهزادگان يا واقعا مشروطه و آزادىطلب بودند يا راه معاشى براى خود پيدا كرده بودند كه حقيقة جان خود را بالاى آن گذاشتند .
منتهى محمد على ميرزا بىعرضه بود آنها را سياست نكرد و نكشت ربطى به مسئله ندارد . يكى را خدا از اين ملت گرفت ، ديگرى امجد الملك است كه در گيلان شام شب ندارد . شيخ الرئيس است براى يوميه معطل . مثلا سليمان ميرزا و ممتاز الدوله هر دو وكيل عراق بودند ، او را قبول مىكنند اين را رد .
امان الله ميرزا
اين امان الله ميرزا هم تازه روى كار آمده بود . تقريبا نايب وزارت جنگ است و خيلى هم زحمت مىكشد . آرام و قرار براى اصلاح وزارت جنگ ندارد . اينطور در روزنامه لكهدار و بىشرفش مىكنند و به مبازرت و دول « 1 » اغوايش مىكنند . پانف بلغارى بيزمارك مىشود . كتاب مامون تف تورات موسى ، غلامرضاى مترجم هم ملت ايران و از طرف عموم قدح و ذم مىكند . آن هم در مملكتى كه شرف بو نكرده و هنوز هم كارى صورت نگرفته كه پانف خوب باشد يا بد و حال آنكه همه مردم مىدانند امان الله ميرزا رئيس اتاماژور قزاق بود و ماهى سيصد تومان مواجب داشت و مبلغى دخل . لياخف او را
هامش
( 1 ) - دوئلDuel