ايلات
مطلب ديگرى در روزنامه ديدهام كه نظر فتح لشكر يا سردار اكرم با چند طايفه از الوار قسم خوردهاند كه موافق باشند و اين مطلب را از حسن اقدامات حضرت اقدس و الا امير سيف الدين دانسته و بسى تعريف كرده بود و حال آنكه اين از عدم بصيرت حضرت اقدس و الا است . منافق بودن ايلات ما هزار مرتبه بر موافق بودن ترجيح دارد ، چنانچه از بيعت و موافقت چند تيره شاهسون ديديم به سر اردبيل چه آمد و تا دولت ايران سلب اسلحه از ايلات نكرده و نظام صحيح ندارد بايد آنها مخالف و منافق با هم باشند .
كشتن صدر العلماى راونج « 1 »
خبر تازهء ديگر صدر العلماى راونج كه در همين كوچهء فراشباشى سالها است منزل دارد يكى از كارچاقكنهاى شهر ما مثل مرحوم آقا ميرزا مصطفى بود و با تمام مردم حشر و آميزش داشت و از قبل آنها صاحب لقمهء نانى بود يك سال و نيم بود عتبات رفته بود ، مردم مىگفتند از طرف شاه گذشته رفته ، دو ماه بود به خانهء خودش در راونج محلات وارد شده بود ، چند روز قبل چهار نفر مجاهد به سراغش رفته در اندرون بود احضارش مىكنند بيرون مىآيد . مىگويند شما را طهران خواستهاند . تا مىخواهد جواب بدهد به ضرب چهار گلوله مقتولش مىكنند . پسرش به صداى تفنگ بيرون آمده پدر را مقتول مىبيند . سؤال مىكند پدرم را چرا كشتيد فورا يك تير هم به سينهء پسر زده آن هم روى نعش پدر مىافتد . اما آنچه مقرون به صدق است اينها مجاهد نبودند ، مأموريتى نداشتند .
اقوام و كسان او بودند كه دشمنى مخصوص داشتند . حالا چون دولت عجز دارد و نمىتواند قاتلين را به دست بياورد روزنامهنويس عذر بدتر از گناه مىآورد . به اسم مجاهد و به زبان ديگر اعلان مىنمايد ، يعنى مستبد بود و مجاهدين غيور او را كشتند و حال آنكه اگر هم بود و مملكت نظامى داشت مىبايست او را در محكمه حاضر [ كنند ] و پس از اثبات تقصير علنى مجازات بدهند !
هامش
( 1 ) - راونج - قصبهايست از دهستان قهستان بخش كهك قم .