تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2941

مساهمون:

ص٢٩٤١
خارج كرد و نهايت دشمنى را بدين واسطه با لياخف داشت .

سرگذشت پانوف بلغارى

پانف را هم در طهران كسى نگرفت ، رفت روسيه بعد آمد گيلان . از آنجا قهر كرد رفت سارى و بارفروش و استرآباد ، از آنجا روسيه رفت و سه ماه قبل او را روسها بواسطهء تقصيرات سابقه دستگير كرد و گويا بعد اخراج [ كردند ] و الان اسلامبول است . حرف در سر اسرار اوست كه در كتاب و اين روزنامه چيزى نوشته نشده . خود پانف هم كه دعوى ندارد ، پس مدعى كيست نمىدانم .

پردهء صورت شعاع الدين ميرزا

پنجشنبه يازدهم ذيقعده الحرام - صورت شعاع الدين ميرزا تمام شد و الحق بسيار شبيه گرديد . امروز مشغول ساختن صورت من بود . از بس شعاع الدين ميرزا كه كمى نقاشى مىداند دستور العمل داد سيد بيچاره عاجز شده ماند براى روز ديگر كه حضرت و الا حضور نداشته باشند . اما از بس كثيف است آدم خجالت مىكشد در يك اطاق خوب نقاشباشى را پذيرائى كند . « 1 »

روزنامه‌ها

« ايران نو » منتشر شد . گويا براى همان اعلان اردبيل ديروز محكوم به توقيف شد . اما خودش نوشته بود « بواسطهء نواقص ناگهانى طبع نشد » . اما « شرق » اجزاء مطبعهء پارسيان گرو « 2 » كرده‌اند و بدان واسطه طبع نشده بود .

آخوند ملا قربانعلى

از قرارى كه در « ايران نو » درج شده بود آخوند در سه فرسنگى كرسف با جمعيتى است و گرفتار نشده و تلگراف ديگرى از انجمن موقتى زنجان طبع كرده بود كه مفاسد بودن آخوند در بيرونها به مراتب از بودن در شهر بيشتر است ، اگر نايب الصدر همراهش باشد دور نيست بسى كارها صورت بگيرد . نباشد اهميتى ندارد . آخوند مفسد نيست . همراهى و عدم همراهى جهانشاه خان هم مسئلهء عمده‌اى است كه من نمىتوانم حدس بزنم .
هامش
( 1 ) - متأسفانه هيچ‌يك از اين نقاشيها در خانواده موجود نيست . ( مسعود سالور ) ( 2 ) .greve .