تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2926

مساهمون:

ص٢٩٢٦
صندلى جواهر ايستاد . آن وقت نايب السلطنه [ از ] بغل خود كاغذى درآورده كه خطابهء شاه بود و به سپهدار رئيس الوزراء داد . سپهدار به جاى خود رفته نگاه كرد . ديد كاغذ ديگرى است آورده و آرام گفت عوضى است . آقاى نايب السلطنهء باهوش ذكى كاغذ ديگرى را داد . باز سپهدار برد و پس از ملاحظه آورد كه باز هم عوضى است . نايب السلطنه كاغذ ديگرى داد . مختصر تا كرت پنجم ، آن وقت آقاى نايب السلطنه تمام كاغذهاى جيب بغل خود را بيرون آورده به دست سپهدار داد . عصايش افتاد كه نوك عصا به پاى اعليحضرت خورد . او برد به هم زد و نگاه كرد خطابه را پيدا كرد و بناى قرائت گذاشت . ولى خوب قرائت نكرد و گويا مرور نكرده بود كه خيلى اشتباه كرد .

نطقى افتتاحى

به نام خداوند آزادىبخش و به توجه باطنى امام عصر ( ع ) به مباركى و ميمنت مجلس شوراى ملى افتتاح مىشود . بعد از قدرى عبارت‌پردازى . اميدواريم كه وكلاى محروسه با كمال جد و خلوص نيت به همان غيرت و فعاليت كه مملكت را به اين سعادت رسانيدند مداومت كرده وظايف مقدسهء خود را به عمل آرند . نهايت خوشوقتيم كه مملكت و دولت جديد ترقى پرور جالب قدرشناسى ملت و موجب امنيت گردد . بسيار خوشوقتيم كه مناسبات دوستانه با دول متحابه كاملا برقرار و مستحكم است . نگرانى و ملالت كه از حضور قشون خارجه در خاك ايران بر اذهان مستولى است با حسن جريان مذاكرات دوستانه و نظر به مواعيد صريحه و نتيجهء حسنه‌اى كه در اين باب مشاهده مىنمائيم اطمينان كامل داريم كه عما قريب رفع خواهد شد . بعد از تنظيم ادارات مطابق اصول جديد اصلاحات ماليهء مملكت و تكميل نظميه و امنيه و غيره را وكلا و وزرا امر مىفرمايند .

موزيك نزنند

بعد از اتمام خطابهء اول فرنگيها ، بعد تمام حاضرين دست زدند . آن وقت شاه سرى به همه تكان داده تشريف برد . آمديم اطاق ديگر . اول آقا سيد عبد الله گفت بگوئيد موزيك نزنند . آن وقت سپهدار كاغذى از بغل درآورد به وزير داخله نموده به دست نايب السلطنه داد . نايب السلطنه گفت باز حالا ! سپهدار چيزى جواب نداد . بعد آقا سيد عبد الله افتتاح صحبت به تعريف و تمجيد سپهدار اعظم و وزير داخله كرد كه از اطراف فرمايش آقا را به مبالغهء زياد تصديق كردند . جمعى برخاستند من جمله من بودم . آنچه حدس زده شد آن كاغذ استعفاى سپهدار و سردار اسعد بود .