تلگرافى ديگر دربارهء زنجان و اردبيل
باز تلگرافى بود كه اردوى سردار معتضد كه . . . آن سمت زنجان بود اقامت كرده و نرفتند . معلوم شد رفتن اين اردوها براى زنجان بود به اسم اردبيل و غفلة وارد زنجان شدند . اما اردبيل قشون روس وارد [ و ] شاهسون و رحيم خان خارج [ شده ] فورا اعلان مفصلى بالاتر از آنكه در قزوين شايع كردند منتشر [ كردند ] . در خاتمهء آن نوشتهاند عموم شاهسون مىتواند پناهنده شده و علىاىحال كسى قدرت به سياست آنها نخواهد داشت ! فعلا مشغول رسيدگى به عرض و داد و تنظيم شهرند . رشيد الملك با جمعيت خود در سر آب [ است ] . شجاع الدوله سردار مقتدر هم با رحيم خان بيعت نكرده به سراب خواهد رفت . حضرات گيلانيها هم در آستارا هستند .
اردبيل در يد اقتدار روس است با آن اطمينانى كه به شاهسون داده [ شده ] ! مقصود حضرات هم غارت بود كه كردند . البته رحيم خان قراجه داغ و شاهسون مغان مىرود .
روس مىماند . اينها برسند يا نرسند ديگر فايده ندارد و اموال مردم رفت .
ورود به زنجان
پنجشنبه چهارم . تلگرافى از رضاقلى نام در روزنامه قرائت شد كه بدون آنكه از دماغ كسى خون جارى شود سردار بهادر و مسيو يپرم وارد دار الحكومهء زنجان شدند .
معين الدوله [ را ] هم كه در ديزج بود همراه به شهر آوردند . ميرزا محمد حسين خان همشيرهزاده گفت در وزارت داخله بودم تلگرافى خواندند ، اگرچه به من نگفتند ليكن استراق سمع كردم كه آخوند دستگير شده . خبير همايون آمد گفت در تلگرافخانه شنيدم حكم شده آخوند را مخفى كشته ، مظفر الدوله را علنى . بنان السلطنه داماد آصف الدوله هم به زنجان نايب الحكومهء آصف الدوله شده رفت . زنجانيها را خوب فريب داده و غافل كردند . سپهدار مدبر است و زرنگ ، اقبال هم دارد . حقيقت پس از آنكه تمام مملكت مشروطه شده مگر زنجان سزاوار تنبيه هم بودند . با آن همه قتل كه كردند اما گمان مىكنم باز آن اشرار مثل قاسم خان و محمد خان و قل قصهاىها و رشوندها كه هر كدام صد نفر آدم كشتهاند فرار كنند و شهرى دچار شود . دور نيست اسعد الدوله تلف شود و مقصود جهانشاه خان كه الان ابدا اسمى از او نيست صورت بگيرد . او چقدر بدذات است . حالا هم در كرسف و منزل خودش راحت [ است ] . كسى را هم با او كارى نيست و حال آنكه تمام اين فتنه و فساد و شيطنت زير سر او است .