اهميت شخصى هر يك را به دار زدن و نفى بلد كردن .
10 - براى آسايش خيال عموم و دول فرنگ انتشار دادن اعلانى كه افتتاح مجلس را مجددا خاطرنشان نمايد .
شاه تصديق خود را به اين ترتيبات اظهار نمود . گفت بهتر آن است كه سرباز و سوار ايرانى نيز همراهى كند . ولى بنده نظر به اهميت موقع و ملاحظهء اينكه بهترين وقتى است كه براى بريگاد قزاق رسيده است تا اينكه وظيفهء معنوى خود را پيش برده در ميدان سياسى ايران رسوخ تام خود را مستحكم سازند و اجراى مقاصد آينده را سهل و آسانتر كنند جد كرده با اصرار امتناع نمودم .
در باب دخالت شخصى و عملى بنده در روز توپ بستن سفير از بيم اعتراض ساير دول راضى نمىشد . ولى بنده نظر به امر حضرت اجل براى اينكه كار را به دست صاحبمنصبان ايرانى ندهم ( هر چند آنها صداقت خالصانه به روسيه مىورزند ولى باز ايرانىاند و محتمل است هنگام اجراى كار حسّ مليت آنها مانع از اجراى مقصود شده كار را خراب كنند ) قرار بر مداخلهء شخصى دادم . اين بنده به حضرت اجل كاملا اطمينان مىدهم كه در بريگاد قزاق كه در ادارهء من است از صاحبمنصب و غير نظام صدق مخصوص را براى كار دارا هستند . چنانچه مانع و عايق خارجى ظاهر نگردد مسئول نيل به مقصود مىباشد . لياخف .
راپرت محرمانهء ديگر مورخهء 28 ژون است
پس از بر هم خوردن مجلس در تشكر از تلگراف امپراطور روس ( آفرين قزاقها - امتنان به صاحبمنصبان دلير ) و اينكه پس از تبليغ تا مدتى انعكاس صداى زندهباد آنها مىآمد صاحبمنصبان همگى با جان و دل در انجام فرمانهاى تاجدار روسيه بىدريغاند .
لياخف .
روزنامهنويس شرحى بر بىگناهى قزاقها مىنويسد كه آنها از روى ديسيپلين نظامى اطاعت فرمان صاحب منصب را كرده آنها هم اطاعت امر فرمانده كل را . اما خوب است در چند ماده آن اعتراض كرده عموم ملت را از انتظار بيرون بياوريد . ( ليكن فراموش كرده يا خجالت كشيده عموم ملت را به اعتراض ديگرى وادارد كه به وكلاى مقتدر و وزراى آن عهد باشد كه امروز هم دچار همان وكلاى مقتدر و همان وزراء هستند به استثناء چند نفرى كه البته اسامى آنها را در اين « مموار » مكرر خواندهاند . )
من روزى كه حيدر ميرزا را ديدم مىگفت چند راپرت لياخف از روى ميز فرمانفرماى