تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2888

مساهمون:

ص٢٨٨٨
ترتيبات مجلس مرتب نشده چون روز افتتاح شاه و تمام رجال و سفراى دول بايد حاضر باشند بد خواهد بود .

مدير « نجات »

آن وقت آخوندى از گوشهء مجلس گفت « خر ملى » آقا لنگ شد . خنده كردند . اسم آقا را پرسيدم گفتند سيد محمد رضاى كاشانى . بعد گفتند يكى از وكلاى تقلبى شيخ غلامحسين است . گذشته از آن‌كه انتخاب خراسانيها نكرده‌اند سنش بيست و دو سال است و اين را مدير « نجات » ميرزا محمد خراسانى توصيه كرده كه خودش هم وكيل تبريز است . همين‌طور جمعى ديگر كه بعد معلوم مىشود . مجاهدين دو تيره شده : يكى مهاجر ، ديگرى انصار . دستهء اول در پارك امين السلطان متصل اجلاس دارند . دستهء ثانى جاهاى ديگر . اگر زود مجلس منعقد شود تا يكى دو ماه ديگر مردم سرگرم آن مىشوند ، و الّا ده روز ديگر اهل شهر بلوا يا اين مجاهدين نزاع [ مىكنند ] يا هر دو . مرافعه‌اى برپا خواهد شد . اما مجلس تا يكى دو سه ماه اسباب اسكات است .

تكاليف مجلس

ماه اول ترتيب دفتر و كمسيونها و بعضى نطقهاى معين است . تعيين نايب السلطنه ، استعفاى وزرا و عدم قبول مجلس . ماه دوم وجوب قرض اين‌كه از داخله يا خارجه بشود و معلوم شدن اين‌كه در داخله پول نيست ، حكما از خارجه از كدام دولت . عزل وزراء و نصب كابينهء جديد . ماه سيم دولتى جز روس و انگليس پول نمىدهند ، چه بايد رهن داد . آخر الامر ماليه را ، اما هيچ كدام جرأت دادن راى را نمىكنند و كارها معوق مىماند . آخر سال است مىرويم براى سال نو . ديگر بيش از چند ماه از حالا نمىتوانم حدس بزنم . اين هم در صورتى است كه وضع مملكت به همين منوال باشد و الّا به تغيير اوضاع در هر كدام آن تغييرى حاصل مىشود .

همدان

ميرزا عبد الباقى پسر حاجى محمد مهدى تاجر معتبر همدانى آمد كه پنج هزار تومان از من جرم گرفته‌اند ، آمده طهران عرض كنم . شما را به خدا اگر كارى مىتوانيد براى من بكنيد . از اوضاع همدان جويا شدم گفت دو هزار نفر الواط به جان مردم افتاده . معتمد الدوله هم رئيس آنها شده و عما قريب همدان بر هم خواهد خورد و از تمام جاها
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2888 | قهرمان ميرزا عين السلطنه