قفقاز سرقت شده و آنها را شخص انگليسى خريدارى كرده ترجمهء آنها به ايران آمده مناسب نديدند درج در روزنامه شود ، حالا معلوم مىشود مناسب ديدند ( اما اينكه پانف در محبس استخراج كرده به نظر لغو مىآيد . )
در اين روزنامه باز تلگرافى بود كه وكلاى آذربايجان وارد طهران شدند . مردم واهمه دارند حزب تقىزاده زياد شده رئيس مجلس شود . از اين جهت بر ضد او نطقها شده و لوايح مىدهند .
چهارشنبه 12 شوال - چهارم درجهء عقرب . بارانهاى خوب آمد ، اما حاصل امسال كم بود . دور نيست قدرى ترقى نمايد . خيلى هم در ايران كشت كم شده بود .
خر ملّى
صبح را براى اداى شهادتى با افخم الدوله خانهء امام تازه رفتيم كه منزلش قرب بازار كهنه چينهاست و من اين كوچه را تا امروز نديده بودم . سيد جواد نوكر تازهء عماد السلطنه سيصد تومان ادعاى طلب كرده و حال آنكه ده شاهى طلب ندارد و هيچ مصدر كارى نبوده . اول مباحثه داشتند . ما را اطاق ديگر بردند . صداى قال بقدرى بلند بود كه تا توى كوچه صدا مىرفت و ما هر دقيقه خيال مىكرديم جنگ و نزاعى است و از تمام اين مرافعه فقط فهميديم صحبت در صحت و فساد است . ديگر از شدت قال چيزى دستگير نشد . من گمان مىكردم وقتى كه آنجا بروم با اين همه زد و خورد البته از هم قهرند ، اما خير هيچ از تمام اين حرفها رنجش نداشتند . اين است ترتيب مباحثهء علماى ما .
بعد از سلام عليك و تعارفات و اداى شهادت كه قبول نشد براى يك كلمه كه گفتيم مديون نيست و نفى بود سيدى به صداى بلند گفت در عهد محمد على شاه متصل مىگفتند امروز مجلس افتتاح مىشود ، فردا مىشود ، اين ماه ، آن ماه ، حالا هم ما مىبينيم همان آش است و همان كاسه . من الآن مىروم « خر ملّى » خود را سوار شده تمام بازار را برهم مىزنم .
امام فرمودند جواب را بشنويد . آن وقت اگر ميل كرديد برويد . فقط شصت و سه نفر از وكلا حاضر است و چندين نفر آنها را مىگويند تقلبى است ، بايد به اعتبارنامهء آنها رسيدگى كرد . خوب نمىشود پس از افتتاح چند نفر آنها خلع شوند و چون عده كم مىشود و مجددا مجلس منفصل شود بايد صبر كرد تا جمعى ديگر هم حاضر شوند كه اگر برخى خلع شوند مجلس تا شصت و يك نفر را دارا باشد و منفصل نشود .
ديگر اينكه شيخ حسن خان ( اين همان شيخ حسن خان است كه عبد الكريم را به قتل شيخ فضل الله وادار كرده بود . عبد الكريم هم مرخص شده طهران است ) . مىگويد