محكمه بروم خودشان تنها با آقا سيد آقا صحبت بدارند . روز سهشنبه جواب صحيح يا حكم بدهند .
مقالهء ايران نو
در روزنامهء « ايران نو » مقالهء مفصلى بود تمام راجع به دو چيز كلى : وحدت آراى ايرانيان ، ديگر جديت در كارها . تا امورات ماجدى نشود ، تملق و خصوصيت در كار باشد و آرايمان مختلف باشد از اين بهتر نمىشود .
محاكم تجارت
تمسك من ثابت است . همه تصديق دارند اما خصوصيت مانع اجراى حكم به حق است « 1 » حالا اين نه منحصر به محاكمهء من است ، آنچه آنجا نشسته مىبينم و مىشنوم تمام همينطور است . اگرچه در اين محكمه كه هفتهاى دو روزش كه نوبت محاكمهء من شده آقا اسد الله ارباب و آقا عبد الرحيم ارباب ( كه در شوراى مملكتى هم بودند ) ، با حاجى ميرزا على محمد اصفهانى مصدق هستند گمان نمىكنم صد دينار حق كسى پايمال يا اغماض شود . اما مراعات و خصوصيت و همكارى را اندكى باز منظور مىدارند و همين محاكم تجارت يا ديگران عليحده بودنش خود اول ناحسابى و ظلم است . پس براى طلاب و امراء و شاهزادگان يا علاف و بقال هم محكمهء جدا لازم است . اگر بگويم تجار بجهات مختلف محاكمشان بايد جدا باشد حرفى است غلط و هيچ عنوانى ندارد مگر آنكه از سابق با عدليه جدا بوده است . و الّا در همانجا كه تمام مردم محاكمه مىشوند يك مسئلهء تجارتى كه محل اشكال شود چهار نفر مصدق از تجار بياورند و رفع مشكل كنند .
حساب كوره . . .
شب با ميرزا اسمعيل خان گردش رفتيم . امسال بواسطهء بىدماغى و بىپولى هنوز كسى اقدام به مهمانى نكرده . سال به سال سختتر مىشود . امر معيشت با وجود ارزانى همه چيز آن به آن مشكلتر است . به امثال ما خيلى خيلى سخت شده و هيچ نمىدانيم
هامش
( 1 ) - هزار رحمت به آن عدليه . عدالتخانهء ما روز به روز بدتر شد تا امروز كه صد هزار رحمت به ديوان بلخ . احدى هم در فكر اصلاح آن نشد . حق هر كس پايمال است جز ظالم و جانى و بدكار ، 41 [ 13 ] هجرى رجوع به مجلدات بعد شود . ( يادداشت بعدى مؤلف در حاشيه ) .