ميرزا سليمان خان بود . « 1 » و هيچ عكس آنها را نينداختند . اگر انداخته بودند بايد با هم باشند نه تنها . ديگر اينكه اين عكس چرا تا حالا ديده نشده و تا امروز كجا بود . از همه بامزهتر پردهء دورنماى عكاسى است كه عكاس احمق و شيخ بافضل نفهميدهاند . واضح مىدارد كه باغ شاه نيست و در خانهء خود شيخ يا مرد عكاس است . شيخ هم با آن وقار و خاطر آسوده خيلى متين و آرام مثل وقتى كه در مجلس مهمانى نشسته باشد نه محبس با هزار خيال كتك خورده و لباسها پاره شده ، آقا سيد عبد الله انجير مىخورد و شيخ زنجير .
به اين حقهبازى وكالت را برد .
مناصب رسمى روحانيون
آقاى امامزاده الحمد لله امام شد . اين هم به آرزوى خود رسيد . امروز هم مسجد رفت و نماز جمعه را به جماعت گذاشت . نظام الاسلام هم مشغول ترتيبات بود .
ظهير الاسلام هم به توسط امام تقديس شد نمىرود ، اما امام سابق خواهد رفت . يك نفر باقى است آقاى صدر العلماء نمىدانم كدام مسجد را زير سر گذاشته . مسجد سپهسالار جديد بد نبود ، اما مىگويند موقوفات را به حاجى صدر الدوله سپردند . وعظ را هم كه البته شيخ الرئيس مىكند . امام هم آنجا لازم ندارد به جهت آنكه تا امروز من نديدم پشت سر امام آنجا كسى نماز كند ! اگرچه تمام مساجد طهران شكل آنجا شده . يك نفر حاجى آخوند را داشتيم او هم امسال جرأت نكرد از رستم آباد شهر بيايد . حجره و مسكن او را هم در مدرسهء خان مروى به ديگرى دادهاند . مناصب روحانيون ما هم الحمد لله معلوم شد .
يكشنبه 3 رمضان المبارك - از سحر تا هنگام افطار درست پانزده ساعت مىشود بلكه زيادتر . به بزرگ و كوچك سخت مىگذرد . ساعت سه و نيم به غروب مانده عدليه رفتم . بعد از اين مدت طفرههاى وكيل و التزام پى التزام امروز از جواب عاجز ماند . خود حاجى سيد آقا را به هزار ماجرا از اطاق ديگر كه جزو مصدقين است به اين محكمه آوردند . من غير رسم خواست صحبت بدارد . اول كاغذ امجد الدوله نشان [ داد ] و تمسك نايب السلطنه و پاكت سپهدار . على الظاهر كاغذها را خواندند اما متصل گفتند اينها در مقابل سند شما تمسكى نمىشود كه طرف را ملزم كرد . آخر از من خواهش كردند از
هامش
( 1 ) - اين ميرزا سليمان خان در جنگ بين المللى 1914 معاون وزارت داخله بود . به واسطهء پول آلمان لطمهاى به ايران زد كه پانصد سال جبران نمىشود و نيز مستشار الدوله بمبساز در قسمت خود . ( نوشتهء بعدى مؤلف در حاشيه ) .