دستخط او را كه حاضر است مخابره مىكنيم كه مسبوق باشيد . احدى از آقايان حجج اسلام و نواب امام و الا مقام ، گذشته چهل كرور نفوس اسلام زيربار بتپرستى . . . « 1 » زاده . . . . « 1 » نمىروند . نرفته و نخواهند رفت ! . . . . « 1 » در امضاى اجازهء سلطنت و حكومت باطلهء چنين كافران ! محاربان ! منافى مشروطهء مشروعهء مليهء اسلاميه و داخل در « من لا به حكم بما انزل اليه فاولئك هم الكافرون » . . . . « 1 » از گرفتارى دعاگويان مستحضر خواهيد شد .
اقدامات فورى لازم است و الّا رهسپار خارجه مىشويم ! . . . . « 1 » تجار و عموم طبقات بندر عباس .
اين نقطهها و علامات به عين در روزنامه بود كه معانى آن مفهوم نشد و آن زاده مقصود تقىزاده است يا ديگرى .
حالا هر چه به دريا بيگى تلگراف مىكنند برود و حال آنكه فايده ندارد او جواب مىدهد پارسال من به جنگ فلان سيد رفتم مردود ملت شدم . حالا چطور به جنگ اين يكى بروم . پول هم لازم است حواله كنيد تدارك ديده شود . پسرهاى قوام پارسال خوب جلوى آقاى لارى درآمدند از بس ملت بد گفت و بد نوشت كار را تمام نكرده مراجعت كردند . آقا قوت تازه گرفت .
خلع سلاح مجاهد
در روزنامه خلع سلاح مجاهدين را صراحة نوشته بود كه ديروز در ميدان مدرسهء نظامى خلع سلاح شده و براى مواجب خود گفتگو داشتند . گفته شد به « عمارت خورشيد » بروند . اما اين سلاح بيشتر مال خودشان است . خوب حالا ايران و شهر طهران چه قوهاى دارد . اگر امشب صد نفر سوار اينانلو يا مثلا كلكو « 2 » وارد شهر شد با چه چيز او را دفع مىكنند . به ولايات متصل تلگراف مىكردند مجاهد روانه مىكنيم حالا چه مىكنند .
اين مجاهد كه بيشتر به اميد يغما و غارت و پس از غلبه به اميد كار و ، شغل ، اضافه مواجب آمدند . آنها كه نشد و به اين احترام و مواجب ساخته بودند آن هم اين شكل بشود در طهران ساكت خواهند نشست و هيچ اسباب اغتشاش و زحمتى نمىشوند ، عقل باور نمىكند . اگر اين طور بشود اينها همان ملائكه و پرى هستند و هزار كرور بايد ممنون و متشكر آنها بود .
هامش
( 1 ) - نقطهچينها در اصل است .
( 2 ) - طايفهاى از على اللهى .