تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2808

مساهمون:

ص٢٨٠٨

هيأت مديره

از قرار معلوم تغيير هيئت مديره به واسطهء اصرار مردم و حمايت ضرغام السلطنه و آقاى آقا سيد محمد شد كه گفتند ما به اين هيئت اطمينان نداريم . در طهران فعلا سى و دو نفر وكيل حاضر است . اينها بنشينند چند نفرى هم از علماء و تجار ضميمه شود تا انعقاد مجلس اينها نظارت به امور وزراء بكنند و وزراء مسئول در كار باشند . اين مكتوب كه به [ هيأت ] مديره مىرود از بس حسابى بود نمىتوانند قبول نكنند . اما امروز بنا بود وكلا و جمعى حاضر شده به جاى هيئت مديره ساكن شوند . بدبختانه شب به خانهء اغلب وكلا فرستاده و تهديد سخت كرده‌اند . امروز نه هيئت مديره بود نه آن‌كه بنا بود باشد !

خلع سلاح

مطلب مهم ديگر خلع سلاح آقايان مجاهدين است كه امروز واقع شد . عصرخانهء نسقچى باشى رفتم دو سه نفرى بودند ، تمام صحبت راجع به همين دو مطلب بود . پنجشنبه سلخ شعبان المعظم - باز عدليه رفتم قرار به روز يكشنبه شد . تمامش را طفره مىزند . خودش كه از خجلت حاضر نمىشود .

محبوسين باغ شاه

امروز روزنامهء « ايران نو » و « نجات » را خريدم . اولا اسامى محبوسين باغ شاه را از اين قرار نوشته بود : مجد الاسلام كرمانى - سيد محمد يزدى - ميرزا آقاى مجاهد - ميرزا مطلب يزدى مدير روزنامهء آدميت و نداى ملت - معين العلما مدير روزنامهء نير اعظم - ميرزا عبد الرحيم الهى مدير اقيانوس - ميرزا مسعود خلف ميرزا حسن آقا مجتهد تبريز - حسن همدانى - مير جبار برادر مير هاشم - حسين عابدين - عبد الله خادم مدرسهء خان - رضا بالا معتضد ديوان - ابراهيم - عباسعلى - جليل تركه . اين چند نفر اخير را حتى معتضد ديوان را مىگويند از زحمت زندگى خلاص كرده‌اند ، الله اعلم .

تلگراف دربارهء سيد عبد الحسين لارى

ثانيا شرح مفصلى از سيد عبد الحسين لارى نوشته بود . اين حجة الاسلام لارى مشروطهء ما حالا خيلى خيلى . . . ( كه از اول من مىدانستم مقصود او چيز ديگر است ) . از آن جمله تلگراف تجار و اهالى بندر عباس بود كه آقا داعيهء سلطنت دارد و به شاه حاليه بد مىگويد . سپهسالار درست كرده لقب سردار افخم ، سردار اكرم مىدهد و ما عين