تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2810

مساهمون:

ص٢٨١٠

دو شاه به جاى يك شاه

از عدليه باغ رفتم خيلى خلوت بود . اعليحضرت هم سوار شده بودند و اين دفعهء اول سوارى شاه است . نايب السلطنه هم نبود منزل آمدم . ملك آراء ، شعاع الدين ميرزا بودند . ضرغام السلطنه به ملك آراء گفته بود شاه سابق كه از قزوين گذشت اول مرافعهء من است با سپهدار و سردار اسعد . مىروم در بهارستان مىنشينم تا وكلا حاضر شوند . من اين همه زحمت براى سپهدار و سردار اسعد نكشيدم كه به جاى يك شاه دو شاه درست بكنم .

تقىزاده

عقلها حيران است از اين تدبير آقايان . صراحة مردم مىگويند كه دستورالعمل روس است و حالا تقىزاده و چند نفرى هم ضميمه شده‌اند . اينها در مشورت هم خبط و خطا مىكنند و خودشان را متصل رسوا مىكنند .

وزارت خارجه و رفتن محمد على شاه

پس از سه روز مشورت عميد السلطان و اعتلاء الملك از اجزاء وزارت خارجه را با جمعى مجاهد به سمت اردوى شاه روانه مىكنند كه محصلى كرده شاه را به عجلهء تمام به سمت گيلان حركت بدهد . بعد از رفتن او از دو سفارت روس و انگليس « پرتست » بسيار سخت بدى مىشود كه اعليحضرت محمد على ميرزا در تحت حمايت ما است و ما او را ضمانت كرده روانه كنيم . به شما چه ربطى و دخلى دارد كه عميد السلطان را روانه مىكنيد محصل باشد . آن وقت آقايان به گه خوردم و غلط كردم كه افتادند تلگراف مىشود مراجعت كنند . چادر براى او خواستند ندادند . مجددا آمده گفتند اينها تمام خانوادهء سلطنت شما هستند ، باز ندادند . آن وقت سفرا خودشان چادر خواستند روانه كنند . ديدند خيلى بد شد باز با « پاردون » « 1 » زياد ايرانى و فرنگى ، چادر دستگاه دادند . حالا هم در روزنامهء « نجات » ديدم مفخم الدوله تلگراف كرده در خصوص پذيرائى و عدم پذيرائى شاه . جواب زدند محمد على ميرزا يك نفر ايرانى است كه به روسيه سفر مىكند هر قسم از يك نفر ايرانى پذيرائى مىكرديد بكنيد . از ينگى امام حركت كرده . به ملكه از همه سخت‌تر مىگذرد . گذشته از مفارقت از دو پسرش كه آنقدر به آنها علاقه داشت از پدر و
هامش
( 1 ) .Pardonne- معذرت