تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2803

مساهمون:

ص٢٨٠٣
اشياء عتيقه بسيار دارد . اين همه اسباب هم كه همراه مىبرد ، براى مبل هم آسوده است . « سويت » شاه فعلا امير بهادر ، مجلل ، حميد الملك ناظر ، جمعى از اقوام امير بهادر با چند نفر پيشخدمت هستند . اما ساير متحصنين هم در آن قرارنامه حكم تبعيدشان شده به شرط آن‌كه وكيل مطلق براى خود بگذارند و اگر هم رجعت كردند در اين دو سفارتخانه به آنها راه ندهند .

محبوسين

محمد ميرزا پسر مؤيد السلطنه را آنجا ديدم . گفت نيم ساعت قبل مؤيد السلطنه با يك درشكهء كرايه و يك نوكر به سمت كرمانشاهان و از آنجا به عتبات حركت كرد . ساير محبوسين باغ شاه را خبر ندارم . اما شهرت دارد چند نفر از الواط مثل جليل و حسين و غيره را كشته [ اند ] ساير را اخراج مىكنند . شاطر حسين آن شبى ما با جمعى خمسه رفته و خدمت محمد خان و قاسم خان است گرفتار نشده . اين جليل تركه و حسين را مىگويند قاتل يعنى جزو قتلهء ميرزا مصطفى بودند . در اين‌كه در باغ شاه آدم كشته‌اند حرفى نيست .

مدير اقيانوس

شيخ عيسى چاله ميدانى قاتل پاى « 1 » امين دربار و ميرزا عبد الرحيم الهى مدير روزنامهء « اقيانوس » و ميرزا مطلب هم جزو محبوسين بودند . من ميرزا مطلب را نمىشناسم اما ميرزا عبد الرحيم آدم عالمى بود . جز اين‌كه دو نمره روزنامه بعد از ختم مجلس نوشت كه تمام نسخهء آن حاضر است و على الظاهر به مذاق آن عهد بد ننوشته تقصير ديگرى نداشت .

آتشبازى مفلوك و بىدماغى مردم

دوشنبه 27 - مولود مبارك اعليحضرت بود . ديشب با وجود جارى كه به حكم سپهدار اعظم زدند هر كس دكانش بسته باشد و چراغان نكند خودش مىداند چه خواهد شد . بازارها بسته ، فقط چند دكانى يكى دو چراغ گذاشته بودند . حتى ادارات دولتى مثل تلگرافخانه ، پست‌خانه ، گمرك و غيره هيچ چراغان نبود . اما بانك خوب چراغان كرده بود با توپخانه . آتش‌بازى هم خيلى مسكين و مفلوك بود . مردم فقير شده‌اند ، نان شب را در نهايت زحمت فراهم مىكنند ، از كجا چراغان كنند . هميشه كه
هامش
( 1 ) - قاتل پا - محافظ .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2803 | قهرمان ميرزا عين السلطنه