هرزگى هستند . اسم مجاهد هم كه اخلاق را عوض نمىكند . اينها همان مشديهاى طهران ، همان اشرار و الواط گيلان و رشت و قزوين و همه جا هستند . فقط تركها و بعضى قفقازيها حيثيتى دارند . مابقى تماما فعله مىباشند و هرزهء تمام ايران . هرچه مىكنند نظامى بگيرند مقدور نمىشود . اينها هم كمكم مثل همان ينگچريهاى عثمانى مىشوند كه همه را عاجز كرده بودند .
ظل السلطان
از ظل السلطان چيزها مىگويند . حقيقت را نمىدانم . گويا هيچ پول نداده باشد و خودش را به روسها برعكس تصور ما كه با انگليس بود سپرده ، اين شهرتها را براى خودنمائى دادند .
مستبده - مشروطه
از حال محبوسين باغ شاه خبر ندارم . فقط براى آنكه پارسال در آنجا محبوسين مشروطه بود امسال محبوسين مستبد نباشد آنجا بردند . اما مجد الاسلام و معين العلما مدير « نيّر اعظم » و بعضى ديگر مثل ميرزا آقاى مجاهد وكيل آذربايجان هيچ وقت راضى نمىشوند مستبده باشند . حالا پشت سر هم مشروطهها هستند كه مستبده شده قتل ، تبعيد و جريمه مىشوند ، تا برسيم به سركردگان و سرداران .
پنجاه هزار تومان براى تبريز
پول نيست كار پيشرفت نمىكند . متصل به گردن اين و آن مىگذارند . در روزنامهء « ايران نو » معذرت خواسته بود كه پنجاه هزار تومان تبريز فرستاده شد و مخبر ما يك صفر سهوا علاوه كرده يك كرور گفته بود . ديگر اينكه رحيم خان را سالدات [ هاى ] روس كه به قراجهداغ رفته بودند دستگير كردند ( نمىشود باور كرد ) . عمارات مسعوديه و پارك ظل السلطان را مىفروشند .
معلوم شد اين روزنامه را دكتر بازيل ارمنى با دو نفر از ارامنهء ديگر شريك شده اجزاء و منشى و مدير ايرانى مستخدم نموده مىنويسند . همه تعجب داشتند ، حالا رفع تعجب همه مىشود . از ايرانى كارى ساخته نيست مگر چند چيز بخصوص . . . « 1 »
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .