ميرزا صالح خان و اعلانها
ما بين منتصر الدوله و ميرزا صالح خان حاكم طهران چنانچه مظنون بود بر هم خورد .
منتصر الدوله عزل شد . ميرزا صالح خان اعلانى كرد چهل و چند روز است حاكم طهرانم .
هر كس از ده يك ده نيم چيزى داده به عدليه بگويد . يك تومان ده تومان داده مىشود .
منتصر نايب الحكومه اعلان مفصلى كرد كه من پس از زحمات خواستم خدمتى كرده باشم اما مسلك من با ميرزا صالح خان حاكم جدا بود استعفا كردم . حالا اين اعلان حاكم رويش به من است ، من هم اگر ده يك ده نيم گرفتهام به موجب قبض به ايشان دادهام .
محاكمه لازم دارد تا سيهروى شود . . . اعلان ديگرى حاكم به خط خيلى درشت به مضمون اولى كرده بود هنوز به ديوارها خشك نشده بود كه معزول شد و معتمد خاقان حاكم شد .
الموت
حاجى سيد آقا پول ما را نداد . رمضان نزديك بود لاعلاج امروز به عدليه متظلم شدم .
روز سهشنبه بايد بروم .
از ابو القاسم خان كاغذ رسيد معلوم شد سپهدار از ما با همه مشغله بيشتر مواظب الموت است . زودتر يك نفر طالقانى را نايب الحكومه كرده و قزوين فرستاده . حكمى هم به شرف الدوله نوشته كه مومى اليه را روانه كند . حاكم به ابو القاسم خان گفته زود حكمى از وزير داخله برساند . ما با ابو القاسم جلودار اين حكم را فرستاده بوديم خواهد رسيد .
شايد اثر كند . اما مشكل است و آن كار آخرى را كه لاعلاج بايد صورت داد .
چهارشنبه 22 شعبان - كار هيچ نمىگذرد . سه روز است عدليه مىروم سيد آقا حاضر نمىشود . اگر من احضار شده بودم به ضرب چك چندين مرتبه برده بودند .
ملاقات تقىزاده و محمد على شاه دو برهمزنندهء ايران
تقىزاده پريروز زرگنده رفت ترتيب رفتن شاه را به جائى رسانيد . از جلوى ايوان كه شاه آنجا راه مىرفت مىگذشت اعليحضرت صدا زده بودند . او هم اطاعت كرده به ايوان رفته بود و به قدر يك ربع يا نيم ساعت با شاه صحبت داشته بود . از آنچه گفتگو كردند خبر ندارم . صحبت اين دو خصم قديمى و دو برهمزنندهء ايران در حالى كه يكى غالب و ديگرى مغلوب ، خيلى يقينا شنيدنى و بامزه بايد باشد .