روزنامه آدم ابو البشر
روزنامهء ديگرى ديدم موسوم به « آدم ابو البشر » . يك نمره خريدم معلوم شد مدير ، منشى همهكاره صنيع الممالك زرگرباشى است . يك ورق خيلى كوچك ، بقدرى تلخ و بىمزه كه حساب نداشت . فقط تملق زياد كرده بود كه مشروطه را خدا به آدم ابو البشر امر فرمود .
تملقگوئى
ما ايرانيها زبان چاپلوسيمان بسيار زياد است . حالا مشروطه را به گاو و ماهى رسانيده و مىگوئيم خدا به آدم حكم كرد مشروطه درست كند . بله عدل را گفت ، اما همه مىدانند اين ترتيب جديد است ، در قديم نبوده . مثل همان اسامى كه به سلاطين و صدور و حكام شرع و عرف مىنهاديم . حالا داريم اين كار را هم بواسطهء اين توقيرات دروغين و اين افترا و اسامى ضايع [ مى ] كنيم ، چنانچه در آن دفعه كرديم . خود اين اساس براى نابودى و تباهى تملق است . ما بقدرى به آسانى تملق مىگوئيم تا ضايع مىشود و خراب . اين صفت از قديم در ايران بوده و هنوز باقى است . چنانچه وقتى كه اسكندر ايران را فتح كرد بقدرى به او سجده [ و ] تعظيم كرده تملقات نموده اسامى بزرگ بزرگ گذاشتند كه تمام يونانيها را كنار گذاشته به ايرانيها چسبيد ، چنانچه تمام ادبيات و علوم حتى خط آنها يونانى شده و تا ششصد سال سلاطين ايران در سكههاى خود و القاب خود « محب يونان » نوشتند . همينطور وقتى كه اعراب آمدند اوضاع ما تغيير كرد چنانچه تا حال باقى است .
حالا اروپنها
و حالا اين غلبهء اروپئنها « 1 » دارد همه چيز ما را تغيير مىدهد ، حتى مذهب را . اما در نفس الامر و باطن كار همان ايرانى بوديم مقلد و شيطان و نادرست . نه يونانى شديم نه عرب ، نه حالا فرنگى خواهيم شد . تمام كارهاى بد آنها را ياد خواهيم گرفت و در ساير چيزها هم پيروى اسلاف خود را نمىكنيم .
هامش
( 1 ) -Europeens .