زنش مىدانست . چندين دفعه مرافعه شد كه اگر در هر دفعه من نبودم چندين خون شده بود . زنش متصل خانهء كشيش عارض بود . متصل كشيش براى نصيحت آنجا مىآمد .
مختصر يك تياترى بود . زنش اغلب خانهء من آمده متحصن مىشد .
حالا از اين قبيل ارمنى ، مسلمان ، گرك ، قفقازى ، ايرانى داخل هم شده محال است آب آنها يك جوى برود . با اين غرور كه دارند ! هر قدر هم آدم خوب سالم وطنپرست ما بين آنها باشد در مقابل اين جمع كثير مضمحل است .
وحيد الملك شيبانى
در بعضى از روزنامهجات خيلى از وحيد الملك تعريف مىنويسند و فصل به فصل برائت ذمه براى او حاصل مىكنند كه تبعهء ايران است نه خارجه .
اعليحضرت محمد على ميرزا منتظر آمدن سفير روس است . اما ديروز شنيدم امپراطور تلگرافى كرده كه در روسيه و قرم و با است . من راضى نمىشوم در اين موقع ناخوشى تشريف بياوريد . پارسال هم آنجا و با بود در پطرزبورق شديدتر است .
صاحبمنصبان روسى در طهران
بارونوسكى امروز با تجمل زياد شهر آمده در عمارت قصر ابيض هيئت مديره را ملاقات كرده از آنجا خانهء امير بهادر رفته . دو نفر مجاهد بود بيرون كرد ، بعد اميريه رفته از آنجا زرگنده . جمعى از صاحبمنصبان روس هم در طهران ديده مىشود كه اغلب لباس كتان ماشى رنگ پوشيده ، حتى كلاه آنها هم ماشى رنگ و به شكل لباس آنهاست .
فارس السلطنه و ليث الدوله
جمعى از مجاهدين خانهء فارس السلطنه ، ليث الدوله اقوام امير بهادر منزل كرده بودند .
نمىدانم با همه اين شيرها چرا روباه شد . همه را بيرون كردند . من باز قلمم را نمىتوانم نگاه دارم . زير اين كاسهها نيمكاسهاى است . و الّا در دروازه قزوين خانه قحط نبود . در صورتى كه اغلب مردم ناهار و شام مجاهد را هم مجانا مىدادند چرا بايد در خانهء اين اشخاص كه از روز اول به سفارت رفتهاند منزل نمايند . دو نفر مجاهد در خانهء امير بهادر چه كار دارد منزل كند و آنقدر بماند تا خود بارونوسكى رفته بيرون كند . همينطور در خانهء فارس السلطنه كه بيست قزاق روس آمده خارج كرد . بله ما نمىدانيم . اما آنها كه دستور العمل مىدهند خوب مىدهند . همينها را شب به شب به ساير سفارتخانهها اعلام مىكنند و در اخبار تلگرافى و روزنامههاى خارجه مىنويسند ثابت مىشود كه از