تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2773

مساهمون:

ص٢٧٧٣

نمونهء توفير دخل

من يك فقره از توفير دخل امسال و سال گذشتهء آنها كه استبداد بود بنويسم . آقاى عماد السلطنه هزار و پانصد و شصت و شش تومان خودش و اولادش موروثا مقررى دارد ، به خرج طهران منظور است . پارسال يك حاكم بود ، يك وزير بيست و پنج تومان گرفته حواله كردند . امسال سى تومان وزير مىخواهد ، بيست تومان وزير وزير ، شانزده تومان برات‌نويس . درست شصت و شش تومان از حشو برات كم كرده باقى را مىگويند حواله مىدهيم تا آخر سال به قسط بدهند . هزار نفر بختيارى مرخص شد . فقط چهارصد نفر ماند . مجاهدين طهرانى هم به زور و رو مانده‌اند و مطابق آن اعلانها بايد اخراج شوند . آن وقت على مىماند و حوضش . در محكمهء هيچ طبيبى صحيح نيست كه جمع كثيرى از مجاهد و بختيارى مبتلا به سوزاك و كوفت نباشد . زنها خوب دخلى كردند . سى نفر فاحشه يك شب در شهر نو منتصر الدوله براى مهمانى بعضى از محترمين مجاهدين دعوت كرده بود كرايهء درشكه را نداده بودند . شبانه درشكه‌چيها به يپرم تظلم كرده فرستاد اغلب را گرفتند ، بعد مخفى كردند . اما منتصر الدوله را بيست و چهار ساعت حبس كرد .

حبس منتصر الدوله

جمعهء گذشته مجاهدين در حضرت عبد العظيم ( ع ) هنگامه كردند . بقدرى تيراندازى بى جا كردند كه تمام خلق به ستوه آمد . در باغها ساز مىزدند ، رقاصى داشتند . مجاهدين ارمنى توى صحن مقدس در نهايت آزادى حركت مىكردند . مظهر الدوله ، اعظم الدوله و حاجى امير الدوله به چشم ديده و به من حكايت كردند . حتى در اطاق انتظار را باز كرده مردم را بيرون بردند . قدرى در روزنامهء « ايران نو » تكذيب كرد . اين جمعه خود يپرم آنجا رفت و الحمد لله مردم آسوده بودند . آخر اين يپرم را هم فرارى مىكنند ! متصل در روزنامه‌ها مىخواهند ما بين مجاهدين را اصلاح كنند . موعظه و نصيحت مىنويسند اما به خرج كسى نمىرود .

سهراب ارمنى

سهراب ارمنى كه در قرب‌خانهء دروازه قزوين من منزل داشت و چندين سال است او را مىشناسم حالا مجاهد شده . اين حضرت مجاهد تمام هرزگى و الواطى را داشت ، از جاكشى گرفته تا عكاسى . با گلين نام زن على اكبر رفيق بود . مردم كوچه فهميده بودند ،