تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2777

مساهمون:

ص٢٧٧٧

مؤيد السلطنه

اسد اللّه ميرزا مىگفت تقىزاده طرف است . اما نبايد هيچ عاقلى اين تصوّر را دربارهء او و مؤيد السلطنه بكند . مؤيد السلطنه براى آن اضافه تلگرافخانه و رقعه‌جات كه به مجلس شوراى سابق نوشت و پنجاه هزار تومان از آنچه سپهدار مىداد علاوه مىكرد امروز محبوس شده و تبعيد مىشود . براى اين‌كه اگر مجلس مفتوح مىشد باز عريضه مىكرد و مدعى سپهدار و سردار منصور مىشد . حرف در اين است كه مؤيد السلطنه با آن سه نفر كه گرفته‌اند ابدا هم‌مشرب و هم‌مسلك نيست كه جزو دسيسه و توطئهء آنها باشد . فقط به واسطهء غرض شخص سپهدار و آن عريضه‌ها و اضافهء پنجاه هزار تومان تلگرافخانه گرفتار شد . من پريروز عصر خانهء او بودم . قسم خورد از خانه بيرون نمىروم . مردى به اين محتاطى من قسم مىخورم در طهران پيدا نمىشود . او با اين اشخاص نشست [ و ] برخاست كند ، به حق خدا محال است محال . عرض ايران را به باد داد ، حبس مؤيد السلطنه در مقابل آن جزئى است . از گرفتن اينها ، از دار زدن شيخ ايران منظم نمىشود . قونسل روس اعلان خود را تكذيب نمىكند . كار گذشت تمام شد . ديگر خوب است انتقام هم كفايت كند . وقتى كه ايران نيست تلگرافخانه كجا است كه مؤيد السلطنه مدعى شما بشود .

زندانيها

چهارشنبه 15 شعبان - عيد بزرگ اسلامى است . صبح باغ رفتيم . پرده‌هاى تخت مرمر را بالا كشيده گفتند سلام تخت مرمر است . دوستان جمع شدند . در هر گوشه جماعتى نشسته صحبت مىكردند و صحبت همه امروز از دو فقره كه تازه واقع شده بود ، يكى توقيف بيست نفر از اهالى طهران است كه سواى آن چهار نفر ديروز : امام جمعه ، ظهير الاسلام و سيد احمد بهبهانى رفيق سابق خودمان و ميرزا آقاى مجاهد وكيل سابق مجلس با جمعى ديگر باشد كه اسامى همه را من بعد از روى دقت خواهم نوشت . زيرا امروز درست معلوم نبود . بعضى امام جمعه و ظهير الاسلام را مىگفتند برخى تكذيب كردند .

اعانه‌ها !

ديگرى رفعه‌جات اعانه بود كه براى مردم فرستاده ، من جمله براى يمين السلطان ناخوش بسترى چندين ساله ده هزار تومان ، حاجى معين السلطان فراش‌باشى تازه پانزده