تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2758

مساهمون:

ص٢٧٥٨

گرفتاريها

گرفتارى زياد است . پول نيست . افتخار التجار بسيار بد نغمه‌اى شروع كرده . چندين واقعه هم آنجا روى آورده است . اسب قزاق سفارت ينگى دنيا باز شده اسب شاهزاده او را مجروح كرده . بليت انجمن اخوت را برده‌اند تا حضرت و الا تمججى كرده مجاهد با تغير بليت را پاره كرده . صياد السلطنه از صيدى كه كرده غرورى دارد براى ماليات دو سال قبل باغات تجريش فراش روانه مىكند . استاد احمد بناء و استاد حسين مقنى هم در عدليه عارض شده ادعاى شرف از شاهزاده كرده‌اند . احضارنامه آمده . حالا حضرت و الا بايد بروند و [ از ] هتك شرف بنا و مقنى خود را كه هر يك مبلغى خورده و بدهكارند عذر بخواهند « 1 » . از همه بالاتر حمام تازه‌ساز شكست برداشته .

حمام شاهزاده زير باغ فردوس

اين حمام حكايت دارد . حضرت و الا در دوازده سال قبل كه مادر نوشيروان ميرزا و يك صيغهء ديگر در تجريش داشتند حمامى ساختند . سال اول كمى ، سال دوم تمامش خراب شد . ما متصل مذمت مىكرديم و مضمونها مىگفتيم كه صرفه‌جوئى در بنائى و خست در صرف آهك و آجر آن هم براى حمام نتيجه‌اش اين است . دو سال قبل من و افخم الدوله بناى حمامى در همان محل قديم گذاشتيم كه برآورد مخارج آن را با حضور عميد الدوله كه تازه حمامى در شهر ساخته بود و شعاع الدين ميرزا و يك كمسيون عالى كرده از ساعت اول الى آخر در سر كار ايستاده حتى نوكرهاى حضرت و الا را هم راه نداديم . سيد مجتبى ايستاده و سر كار بود . هر كلنگى كه مىزدند ما دو ساعت به حضرت و الا قرقر مىكرديم . بارى با كمال دقت ششصد تومان خرج حمام شد . از معمار هم سند گرفته سالى ده تومان هم قرار داديم تا دو سال به خودش بدهيم در زمستان توجه كند . پارسال حمام آتش شد چند دفعه خزانه ترك برداشت . هى تعمير كرديم تا امسال مجددا تعمير شده حالا پى نشست كرده و طاق شكست برداشته . نمىدانيم چه زمينى است كه اين قسم مىشود . حالا حضرت و الا سواره و ما پياده هيچ مفرّ و مجال فرار نيست و حقيقة يك حكايت غريبى است . آن همه آهك ، آن همه سنگ ، آن همه دقت چرا اين
هامش
( 1 ) - اين دو احضارنامه را حاجى افخم الدوله به نظر وزير داخله و وزير ماليه رسانيد . بسيار تعجب كرده و مذمت نمودند و گويا در كمسيون و حضور ساير وزرا عنوان كردند و رأى مخفى دادند كه من بعد عدليه به اين قبيل عرايض گوش ندهد ديگر سراغ حضرت و الا نرفتند جماعت زيادى هم آسوده شدند . ( يادداشت مؤلف در حاشيه )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2758 | قهرمان ميرزا عين السلطنه