تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2760

مساهمون:

ص٢٧٦٠
گويا نايب السلطنه حرفهاى شارژدفر و بارونوسكى را مثل همان عبارت تلگراف امپراطور و استخاره‌هاى قرآن تفسير كرده بود ، ما لا يرضى لصاحبه . به حضرت و الا هم نگفته بود كه ترجمهء صحيح كند . اين مطلب را هم حضرت و الا فرمود هم بالا خان كه به دقت تمام استراق سمع كرده بود . سه شنبه هفتم - صبح آقاى عماد السلطنه اينجا آمد . معلوم شد نزد سپهدار رفته بود بسيار گرم پذيرائى كرده . بعد هم گفته بود من شما را بايد كاملا ملاقات كنم . عماد السلطنه چندى كه سوار خواجه‌وند را داشت در جزو ادارهء سپهدار بود ، نهايت محبت را داشت . اما آخر سوار را گرفت .

هيأت مديرهء موقتى

ديشب آقاى آقا سيد محمد وارد شد . امروز بنا بود دكاكين بسته [ شود ] و استقبال بروند كه آقا بىخبر وارد شد . به اتفاق آقا « 1 » درب خانه رفتيم . فقط براى ملاقات عميد الدولهء بىنوا . نايب السلطنه ناخوش بود نيامد . سايرين در كمسيون مديره بودند . در عمارت شمس العماره است و به عين مثل مقبره و اجزاء آنجا كسى اينها را منتخب نكرده و تمام آنچه مىكنند مستور و مخفى است . آنچه تا امروز در ايران ديده شد همان تغيير لفظ است نه معنى . اين هيئت نايب مناب مجلس شوراى ملى است نبايد مخفى و مستور باشد .

اسامى اعضاى هيأت مديره

اعضاء هيئت از اين قرار است : سپهدار اعظم وزير جنگ - سردار اسعد وزير داخله - صنيع الدوله - تقىزاده - وثوق الدوله - نواب - حكيم الملك - مستشار الدوله - ميرزا على محمد خان « 2 » برادرزادهء تقىزاده - حاجى سيد نصر الله - صديق حضرت - وحيد الملك خبرنگار تايمز - سردار منصور - عميد الحكماء - معتمد خاقان - نظام السلطان - ميرزا يانس ارمنى - معز السلطان - ميرزا حسين خان كسمائى - آقا سيد محمد امام‌زاده - مير سيد محمد بهبهانى پسر آقا سيد عبد الله .
هامش
( 1 ) - مقصود از آقاى دوم آقاى عماد السلطنه است . ( مسعود سالور ) ( 2 ) - برادرزاده نبوده است . دوست بودند . محمد على تربيت خواهر تقىزاده را به همسرى گرفته بود . على محمد خان را تقىزاده در جائى فرزند روحانى خود خوانده است . ( ا . ا . )