كارهاى خوب
از كارهاى خوب كه شده يكى جاروب و آبپاشى خيابانها است كه الحمد لله قدرى از گرد و خاك آسوده شديم . مىشود راهى رفت . ديگرى چراغ است در كوچهها اغلب گذاشتهاند . از همه بهتر غدغن ترياك است كه همه جا را مهر كردند مگر چند نقطه ، آن هم مثقالى دو هزار ماليات بايد بدهد . ترياكيها كفر مىگفتند . حسين آدم من نزديك بود دق كند . شيركخانهها را هم ترتيبى داده بطرى ده شاهى ماليات گذاشتند . خيلى كارهاى ديگر هم خواهند كرد .
امروز استبداد ده چندان بيش است اما مردم راضى [ اند ] و چيزى نمىگويند براى اينكه اينها را حامى خود و حامى مشروطه مىدانند . كارهائى كه سپهدار كرد ناصر الدين شاه در تمام مدت سلطنت و استقلال تام و تمامش نكرده است ، معلوم است قانون به زور استبداد بايد جارى شود تا مردم به حقوق خود آگاه شوند و الا امكان ندارد « 1 » . مثلا براى همين آبپاشى در اين بىآبى خيك خيك از خانههاى مردم آب مىبرند كسى جرأت مزاحمت ندارد .
روزى سيصد خيك آب
سيصد سوار بختيارى در نظاميه و عمارت مخصوص نظام الملك نشسته و همينطور جاهاى ديگر هيچ نمىگويند . از همين نظاميه و حوض اندرون نظام الملك روزى سيصد خيك آب براى خيابان مىبرند نفس نمىكشد . تا حرف بزند يك مجاهد پاچه ورماليده مىآيد و قبض روح آقا مىشود . ظل السلطان را به اين شكل حبس مىكنند . با وجود اين همه پارتى و همراه [ اند ] احدى ياراى تكلم ندارد . خيلى خيلى از اين قبيل كه اغلب را نوشتهام اما براى اينكه آتيهء ما خوش باشد همه همراه هستند .
نامهء محمد على شاه به مهندس الممالك
در حقيقت اين كارها را تمام محمد على ميرزا اگر عقل مىداشت مىكرد كه نداشت .
اينها دارند و مىكنند و او تماشا مىكند و برزخ طى مىكند . براى مهندس الممالك نوشته بود آنچه گفتى و نصيحت كردى حالا مىفهمم صحيح بود . معلوم مىشود همه به اين آدم نصيحت كردند و گوش نداد . حالا من شما را براى مسافرت فرنگستان خود لازم دارم بايد همراهى كنيد . آمد به كمسيون و گفت براى من خطر دارد زيرا آنچه او
هامش
( 1 ) - تا امروز عملى نشده است مگر اسما ، 1317 ( حاشيه به خط مؤلف ) .