سند مىدهم يك ساله ، آقا گفته بود شما ورشكست نشدهايد ما مىدانيم ، وانگهى پول كسى نخواسته . مجاهد خانهء شما آمده باشد چيزى نبوده ببرد . اگر هم برده باشد پنهان كردن ندارد . كسى از آنها ترس [ و ] واهمه ندارد . وقتى كه آن كارهاى بزرگ را كرده باشند غارت خانهء شما پنهان كردن ندارد . گفته بود من فقط محض التفاتهاى حضرت و الا اين راه را پيش پاى شما مىگذارم . اگر نكنيد پشيمان مىشويد و آن وقت مثل ساير طلب كارها يك چيزى خواهيد برد ، ديگر گله نداشته باشيد . حالا چه جواب به اين آدم بدهيم .
با وجود علم به دارائى او كجا عرض كنيم ! خوب عنوانى به دست اينها افتاده . پدر تمام مردم را درآوردند . تمام حرفهاى افتخار مىدانيم دروغ است . اما چه بايد كرد معلوم نيست . مىخواهد شش هزار تومان پول بگيرد و يك ملك مرافعهاى را به ما بار كند .
براى آن يك كلمه كه فردا گله نكنيد غرما مىشود .
بىپولى
تمام نقدينهء مردم آب و خاك شده ، براى نان شب و پول حمام معطل . يك كمسيون هم براى تهيه و تدارك پول معين كردهاند . هر روز هم يكى دو نفر علاوه مىكنند . آنها هم با هم صحبت مىدارند و نتيجه ندارد . مجد الدوله را با آن غرور و نخوت و مكنت پاى چوبهء دار بردند بيشتر از ده هزار تومان نتوانست تدارك كند . از كجا سايرين دارند و مىدهند . از خارجه هم هر قدر پول مختصر تا ده كرور بيست كرور بگيرند ثمر و فايده ندارد . پول كلى هم نمىدهند . جزئى آن هم صرف مىرود .
پنجشنبه 2 شعبان المعظم - وكلاى طهران معلوم شد . صورت آن را چاپ و منتشر كردند . اسامى آنها از اين قرار است : حاجى سيد نصر الله - احتشام السلطنه به اكثريت تام - حكيم الملك - صديق حضرت - تقىزاده - مستشار الدوله - ذكاء الملك - صنيع الدوله - حسينقلى خان نواب - اسد اللّه ميرزا - آقا شيخ حسين يزدى - يحيى ميرزا - مؤتمن الملك - وحيد الملك .
مخبر الملك در اجلاس چهل و پنج نفرى خواهش كرده بود او را انتخاب نكنند و خيلى محل تعجب شد . تقىزاده « 1 » را گفتند چون مىدانست در تبريز منتخب نمىشود
هامش
( 1 ) - چون در اين روزنامه و روزنامههاى ديگر من ، به كرات نام آقاى تقىزاده ذكر شده و يكى از پهلوانهاى مشروطهء ما بود بىمناسبت نيست مختصرى از شرح حال او مزيد گردد .
پس از بعضى انقلابات كه منجر به قتل آقا سيد عبد الله و علاء الدوله و ديگران شد صلاح ديدند كه مشار اليه چندى از ايران خارج شود و به فرنگستان رفت . سالها آنجا بود و عيال آلمانى گرفت و به سختى گذران مىكرد . سپس به كمك ايرانيهاى مقيم برلن روزنامهء كاوه را منتشر نمود . گويا در سنهء 1303