دور نيست حاجى سيد نصر الله و احتشام السلطنه به اكثريت تام برسند براى آنكه متصل اسم آنها است مىخوانند . اما ديگران ممكن است به سى رأى انتخاب شوند .
براى آنكه در يك محلهء سنگلج تا امروز اسم سيصد نفر قرائت شد بعضى همان يك رأى است .
كجخلقى سپهدار
درب خانه رفتم آقاى نايب السلطنه خيلى بددماغى مىكند و كمتر مردم مىروند .
عز الممالك كجخلقى ديروز سپهدار را حكايت كرد . ورثهء مرحوم امين الملك باغى داشتند چند نفر تاجر ضبط كرده بودند . ديوانخانه حكم به حقانيت ورثه مىدهند . چند نفر سوار بختيارى روانه مىكنند و تركها را بيرون مىكنند . آنها هم ديروز باغ آمده به كمسيون مىروند خيلى داد و بيداد مىكنند و تند مىروند . سپهدار برخاسته متغيرا آمد دم در جاى حاجب الدوله نشست به آسمان و زمين فحش مىداد و متصل مىگفت يك نفر محمد على شاه را برداشتيم حالا صد محمد على شاه درست شده . تقصير ما بود آمديم . تقصير ما بود براى اينها آنقدر زحمت كشيديم . به نايب السلطنه هم كه آمد رفت ابدا اعتنائى نكرد . بعد از مطلب نايب السلطنه مسبوق شده آمد هر شكل بود او را برد . اما رنگ سپهدار مثل توت سياه شده بود . هر چه به زبانش مىآمد مىگفت .
معتمد خاقان
مطلب تازه فرمانفرمائى فارس معتمد خاقان است . تمام مردم اگرچه مىدانند اين حكومتها همه اسم است كسى نمىرود باز تعجب داشتند . اين معتمد خاقان از خوشگلهاى خلوت مظفر الدين شاه بود . اين اواخر يك دفعه هم با نظام السلطان چوب خورد . بعد از مشروطه فورا فرنگستان رفت . نزد سردار اسعد بود با او اصفهان آمد . حالا فرمانفرماى فارس مىشود . مىخواهند صولت الدوله و شيرازيهاى غيور زير بار بروند .
ضرغام السلطنه از انتخاب او خيلى متغير شده گفته است اين « ام الخاقان » است . سردار اسعد پول . . . فرنگستانش را مىخواهد درآورد . ما بين ضرغام با سردار كدورت است و خيلى پيغامهاى بد داده . تمام اينها كه واقع مىشود اسباب يك بدبختى جديدى است كه با حالت حاضرهء مملكت نهايت ضرر را دارد . [ با ] يكى دو تا از اين دعواها و قهرها مطلب به آخر مىرسد .
من براى ناهار منزل آمدم . عصر مدرسهء دار الفنون رفتيم . گفتند تا جمعه و شنبه كار دارد .