مىشود .
اين تقى زاده در طهران اول مشروطه خواه و « پاپولر » تر « 1 » از همه است . خيلى مردم او را دوست دارند . جوان است به اين ترتيب پيش برود اول آدم ايران مىشود .
امام جمعه خوئى - مستشار الدوله
امام جمعهء خوى قدرى پست رفته . مجاهدين ميلى به او ندارند . مىگويند خيلى نزد شاه مىرفت . مستشار الدوله هم مثل سابق رونقى ندارد و حال آنكه هر دو تعريف دارند و نازنين هستند .
اين همه ضديت و لجاج شاه ماضى سر اين تقى زاده بيشتر بود . از وقتى كه تبريز بودند يك نقار و كدورتى ما بين اين دو جوان به جهاتى كه مناسب نمىدانم بنويسم روى داده بود كه آخرش به اينجا كشيد و باز شايد تمام نشده باشد و تتمه باقى باشد .
عدهء كم رأىدهنده
بارى يك ساعت و نيم به غروب مانده با شعاع الدين ميرزا و حاجى آقا و محمد حسين ميرزا براى دادن رأى راه افتاديم . وسط خيابان ناصريه معلوم شد شعاع الدين ميرزا رأى خود را ننوشته از بس تنبل است فورا باز بايد اين راه را طى كند .
محمد حسين ميرزا كه هيچ تعرفه نگرفته بود . رأى من اين اشخاص بود : صنيع الدوله - مشير الدوله - احتشام السلطنه - حاجى سيد نصر الله - عماد السلطنه - حاجى امام جمعه خوى - ملا اسد الله اصفهانى - لسان الحكما .
خيلى مزه دارد اين همه مشروطه طلبان طهران از گرفتن تعرفهء مجانى مضايقه كرده [ اند ] به همه جهت اگر ده هزار نفر تعرفه گرفته باشند . به نظر تمام مردم غريب مىآيد . شاهزاده لسان الحكماء را ديروز ديدم مىگفت ما را پيش تمام خارجه رسوا كردند . خودم كه رفتم مسجد ملك تعرفه بگيرم نزديك بود انجمن نظار دق كنند .
مىگفتند هر كس هم گرفته پارهدوز و سقا و مردمان بىمعنى است كه رأى آنها ابدا صواب نيست . من خيلى مردمان لايق را سراغ دارم كه هيچ تعرفه نگرفتهاند . از چهار صد هزار نفر مردم طهران ده هزار ، به چه اندازه كم است . انشاء الله عدهء انتخاب كننده و عدد رأى وعده منتخبين را بعد خواهم نوشت .
هامش
( 1 ) -Popular( به انگليسى ) - ملّى .