تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2608

مساهمون:

ص٢٦٠٨

محكم ايستادن داشها

بارى مجلس و مسجد سپهسالار را قزاق گذاشتند ، نه دعوا بشود نه آنجا را مأمن و سنگر قرار بدهند . چادر بسيار هم نزديك دروازهء حضرت عبد العظيم پشت انبار قديم گندم زده سربازهاى جديد شهرى را آنجا مسكن داده ، شب هر دروازه را كه سمت مغرب و جنوب است مثل خانىآباد ، غار ، گمرك ، قزوين ، باغ شاه ، دويست نفر مستحفظ از آنها مىگذارند . به قدر پانصد نفر هم اردو روانه كرده‌اند . حالا كه داشها خيلى سخت هستند و محكم ايستاده‌اند . عصر گفتند در نزديك رباط كريم ما بين بختياريها با اردوى كاشان و بختياريهاى دولتى جنگ است . باغ حاجى امير الدوله قرار بود برويم رفتيم . شعاع الدين ميرزا ، محمد حسين ميرزا بودند . مشهدى اكبر را خانهء فرمانفرما براى كسب اخبار روانه كرديم . هرچه من و افخم الدوله اصرار مىكنيم مشهدى اكبر برود يكى از « لوبل » هاى قشنگ را بگيرد از ترس نمىرود . در صورتى كه هيكل او را اگر صنيع حضرت ببيند دو عدد تفنگ خواهد داد . از باطن امر هم كه كسى اطلاع ندارد .

بختياريها اطراف طهران

قدرى كه گذشت نفس‌زنان و حال آن‌كه سواره رفته بود آمد . گفت فرمانفرما از ديشب شهر بود و حالا رفت شمران . سردار اسعد و آن بختياريها در قريهء ويرهء شهريار نزديك رباط كريم و اردوى كاشان با امير مفخم كه در كهريزك بود اولى در قاسم‌آباد شاهى و دومى در حسن‌آباد . اين دهات در مغرب و جنوب غربى طهران واقع است . از دور با توپ جنگ مىكنند هنوز به هم نزديك نشده‌اند . بيشتر دهاتى كه اين اردوها از آنجا گذشته‌اند تمام غارت و چپاول شده . گفتند در رباط كريم و دهات اطراف آن هيچ باقى نگذاشته‌اند .

شيخ محمود ورامينى

شيخ محمود هم از ورامين جمعيتى راه انداخته از تمام دهات خالصه و غيره سيورسات و پول گرفته و امروز سوار خودش را به اردوى شاه‌آباد رسانيده . بايد به حال اين مردم گريه كرد كه براى اجراى مقاصد و اغراض شخصى چند نفر خود را به كشتن مىدهند .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2608 | قهرمان ميرزا عين السلطنه