نظامنامه
آقاى عماد السلطنه دستخطى از حضرت و الا فرستاده بودند . روى پاكت اين مختصر را مرقوم داشته بودند : « آذربايجانيها ايرادات غريب گرفتند و نظامنامهء انتخابات به ميل آنها شد كه نقدا اين نظامنامه به درجات از مال سابق به تصديق عموم اهل كميسيون بدتر است . امروز بعد از ظهر هم سلطنتآباد مىروم كه اعليحضرت خواسته از كميسيون اظهار رضايت كند » . پنجاه روز است اين كميسيون زحمت مىكشد . صد نسخه نظامنامه عوض كرده تا به زحمت زياد و آن همه ايرادات سركار اسد الله ميرزا ، نظامنامهء درستى نوشته شد . حالا اينطور خرابش كردند ! دست غيبى است و خواست خدا كه تمام كارهاى ما غلط و ضايع باشد . با خواست خدا چه چاره .
در كف شير نر خونخوارهاى * غير تسليم و رضا كو چارهاى
اگرچه با اين وضع انقلاب و اغتشاش مملكت تمام اين حرفها بىمعنى است ، يك نفر وكيل نخواهد آمد مگر مثل همه ولايات كه انجمن بدون قانون درست كردند اينجا هم جمعى را نشانده اسمش را شوراى ملى بگذارند . اگر مجاهدين بيايند همين كار را خواهند كرد . وكلاى سابق هم حاضرند ، تقديم هم مىدهند . سواى چند نفر كه حقيقة وجودشان مغتنم است و مبرى .
يك ساعت به غروب مانده براى كسب خبر حركت كرديم . در سبزه ميدان اعلان ذيل قراءت شد .
اعلان ديگر
« به عموم اهالى شهر از تجار و كسبه و غيره اعلان مىشود هرگاه بستن دكاكين بواسطهء بعضى انتشارات است حفظ انتظامات شهر از مال و عيال و اطفال آنها به عهدهء بريگاد قزاق است . اشخاصى كه بر ضد انتظامات شهر رفتار مىنمايند در كمال سختى از آنها مجازات خواهد شد . امضاء :
بريگاد سوار قزاق اعليحضرت همايونى . »
از اين اعلان معلوم مىشود مردها حفظشان با خودشان است . بارى تا ميدان توپخانه رفتيم . آنجا در تلگرافخانهء مخصوص كه زنجير عدل نوشيروانى ما شده بود و اعلان كردند هركس تظلمى دارد دو ساعت جوابش آمده احقاق حقش مىشود . در صورتى كه جواب بيست و سه روزه و سى روزه از باغ شاه به شهر نمىرسيد ، آن هم وزير عدليه برسد ، وزير ماليه قرارى بدهد بود .
منصور الدوله ، سالار اعتضاد و شاهزاده حسين پسر خاله را ديدم صدا زده كالسكهء